بعضی از انسانها بر اثر یک "اتفاق" در جایگاهی قرار میگیرند که مال آنها نیست. بعد از مدتی اما، تقریباً در اکثریت موارد، خیلی زود این جایگاه را از دست میدهند و به نقطهی اول خود برمیگردند! مثلاً کسانی که بلیط بخت آزمایی (لوتو) میبرند، برای مدتی طعم ثروت را میچشند، اما بهسرعت این ثروت را تباه میکنند و به همان وضع قبلی برمیگردند. یا کسانی که با ظاهرسازی، خود را در قالبی فروبردهاند که برازندهی آنها نیست، بعد از مدتی دستشان رو میشود. چرا این گردونه همیشه تکرار میشو...د و چه کسی مسبب این وضع است؟
انسان هنگامی میتواند در جایگاهی جا بیافتد، که از لحاظ "تصویر درونی/ذهنی" خود را در آن ببیند و با اجزایش همخوانی داشته باشد. این فرمول در ظاهر ساده، بنیاد زندگی بشر را ساخته است. تصویر درونی باوری است که ما از قابلیتها و استعدادهای خود داریم؛ آن جایگاهی است که برای خود تصویر کردهایم. تمامی اضلاع زندگی، از اقتصاد بگیرید تا روابط انسانی، مشمول همین فرمول میشوند.
انسان خود را با کسانی محشور میکند که تصویر ذهنی او آنها را مناسب رابطه تشخیص داده باشد. اگر بر اثر "اتفاق"، فرد با کسانی مرتبط شود که از مرتبهی او بالاتر هستند، پس از زمان کوتاهی و به هر ترتیبی که شده، خود او اسباب بههمخوردن رابطه را فراهم میکند و به جمع دوستان قبلیاش برمیگردد. اگر کسی بیش از ظرفیتش توجه و احترام ببیند، نمیتواند آنرا تحمل کند و با پرخاش، آن را پس خواهد زد.
درآمدزایی در زندگی نیز کاملاً مرتبط با تصویر درونی است: ما به میزانی دنبال پول میرویم که خود را در آن حد ببینیم. کوچکبینی انسان از خودش او را در نقطهای نازل نگه میدارد؛ آن نقطهای که او فکر میکند شایستهگیهایش در همان حد است.
آیا شایستهگی انسان در همین حدی است که او در آن قرار دارد؟ بسیاری همین اعتقاد را دارند و مرتبهی افراد را از جایگاه آنها شناسایی میکنند. من شخصاً موافق با این نظر نیستم. معتقدم انسان میتواند تصویر درونی و باور خویش از خودش را ارتقا بدهد. با ارتقای تصویر درونی، ما به جایگاهی مرتفعتر صعود میکنیم که آن جایگاه، نمایانگر شایستهگیهای "فعلی" ماست. هر چه تصویر درونی را ارتقا دهیم، کنش خود را ارتقا دادهایم و به تبع آن، موقعیت ما نیز ارتقا مییابد.
مهم نیست که دیگران چه قضاوتی راجع به شما دارند. مهم این است که خود شما چگونه خود را قضاوت میکنید و چه جایگاهی به خود میدهید. ما انسانها نخستین ارزیاب خویش هستیم و حق داریم این ارزیابی را با توسعهی درونی خویش و گسترش استعدادها و قابلیتهایمان بهینهسازی کنیم.
انسان هنگامی میتواند در جایگاهی جا بیافتد، که از لحاظ "تصویر درونی/ذهنی" خود را در آن ببیند و با اجزایش همخوانی داشته باشد. این فرمول در ظاهر ساده، بنیاد زندگی بشر را ساخته است. تصویر درونی باوری است که ما از قابلیتها و استعدادهای خود داریم؛ آن جایگاهی است که برای خود تصویر کردهایم. تمامی اضلاع زندگی، از اقتصاد بگیرید تا روابط انسانی، مشمول همین فرمول میشوند.
انسان خود را با کسانی محشور میکند که تصویر ذهنی او آنها را مناسب رابطه تشخیص داده باشد. اگر بر اثر "اتفاق"، فرد با کسانی مرتبط شود که از مرتبهی او بالاتر هستند، پس از زمان کوتاهی و به هر ترتیبی که شده، خود او اسباب بههمخوردن رابطه را فراهم میکند و به جمع دوستان قبلیاش برمیگردد. اگر کسی بیش از ظرفیتش توجه و احترام ببیند، نمیتواند آنرا تحمل کند و با پرخاش، آن را پس خواهد زد.
درآمدزایی در زندگی نیز کاملاً مرتبط با تصویر درونی است: ما به میزانی دنبال پول میرویم که خود را در آن حد ببینیم. کوچکبینی انسان از خودش او را در نقطهای نازل نگه میدارد؛ آن نقطهای که او فکر میکند شایستهگیهایش در همان حد است.
آیا شایستهگی انسان در همین حدی است که او در آن قرار دارد؟ بسیاری همین اعتقاد را دارند و مرتبهی افراد را از جایگاه آنها شناسایی میکنند. من شخصاً موافق با این نظر نیستم. معتقدم انسان میتواند تصویر درونی و باور خویش از خودش را ارتقا بدهد. با ارتقای تصویر درونی، ما به جایگاهی مرتفعتر صعود میکنیم که آن جایگاه، نمایانگر شایستهگیهای "فعلی" ماست. هر چه تصویر درونی را ارتقا دهیم، کنش خود را ارتقا دادهایم و به تبع آن، موقعیت ما نیز ارتقا مییابد.
مهم نیست که دیگران چه قضاوتی راجع به شما دارند. مهم این است که خود شما چگونه خود را قضاوت میکنید و چه جایگاهی به خود میدهید. ما انسانها نخستین ارزیاب خویش هستیم و حق داریم این ارزیابی را با توسعهی درونی خویش و گسترش استعدادها و قابلیتهایمان بهینهسازی کنیم.

