چند نکته راجع به فیلم "فتنه"
۱- من به عنوان فردی غیر مذهبی معتقدم کسی که دینی و پیروانش را میکوبد تا دینی دیگر را تبلیغ کرده برکشد، اصولا کارش ارزشمند نیست. نقد صرف هم نیست. او خود سرباز یک دین است که در عالم رقابت دینها، وظیفهای جز رزم با دینهای دیگر ندارد. یک دست راستی ضد خارجی اروپایی که تمام وجودش نفرت است از دیگر نژادها، چطور میتواند مبلغ روشنگری و حفاظت از امنیت انسانها باشد؟
۲- کسی اگر تاکنون بلعیدهشدن آتی اروپا -و احیانا کل جهان غرب- توسط مسلمان اغلب متعصب و عقبمانده را ندیده، نامی جز ناآگاه شایستهاش نیست. ساخت بمب خبری در این زمینه کاریست تا بخواهید شجاعانه و سزاوار تکریم.
۳- باعث خجلت شرافت انسانی در قرن بیستویکم است که نقد یک دین -حال هر دینی- امنیت منتقد را همچنان به خطر میاندازد!
۴- زدن همهی مسلمان با یک چوب واقعا در ماهیت چه فرقی با روش تکفیرکنندگان متعصب مذهبی دارد؟ این هم مصداق از آن سوی بام افتادن است. من میگویم بین جامعهی مسلمانان -با همهی کمی و کاستیهاش- با مشتی فناتیک مذهبی فرق و فاصله هست و باید دیدش. نقد اگر ژرفا داشته باشد، این مرز روشن را از نظر دور نمیدارد.
۵- خطکشیدن بین جامعهی غربی "متمدن" و جامعهی اسلامی "بربر"، نشانیست از بیدانشی در حوزهی تاریخ. تا انسان بوده، انسانها از هم تاثیر گرفتهاند و از هم آموختهاند. ندید پیوند زنجیروار و ارتباط انسانی انسانها، دم خروس ذهن سیاهوسفیداندیش است و بیزار از جهان فراخ و میانی خاکستری.
۶- محتوی و فرم دو ستون توامان ساختمان نقد هستند. منتقدی اثرگذار است که در عین غنای محتوای اثرش، لحنی برازنده نیز انتخاب کرده باشد. تا به حال چه کسی دیده که با ناسزاگویی به کسی، او متنبه شده باشد؟
۷- با تمام این تفاصیل، نباید چشم بر واقعیتهای مطرحشده در این مستند فرو بست. خفهکردن منتقد به بهانهی حقوق بشر، نقض حقوق بشر است.
۸- گزافهگویی را نباید جای نقد جازد. برای نمونه، پیشنهاد فیلم برای "بیرونراندن بیش از پنجاه میلیون مسلمان و مسلمانزاده از اروپا"، با کدام قاعده میخواند و تا چه حد امکان اجرا دارد؟ در ثانی، چه کمکی به جامعهی اروپایی میکند؟ تا چه حد انسانی است؟ این به اصطلاح "راه حل" آیا قادر است گره بلعیدهشدن آتی اروپا را بگشاید؟ وحشت را میشود درک کرد، اما تعصب تاریکاندیشانه خود بیشتر وحشتزاست تا مرحم وحشت.
حرف باز هم است که بماند به مجالی دیگر...



