ناراحتشدن نیز مثل خطاکردن، چیزی نیست که بشود از آن گریخت. انسان چون پیریخته از مجموعهای عواطف است، حتماً گاهی از بعضی مسائل ناراحت میشود. عواطف انسانی بهسادگی خراش برمیدارند و حال آدمی دگرگون میشود.
با بالابردن ظرفیت و انعطافپذیری خود میشود از مقدار ناراحتی کاست، اما نمیشود از دچارشدن به آن بهطور کلی خلاص شد. از این رو، ناراحتشدن جزئی از طبیعت انسان است و اصلاً خصلتی منفی نیست.
ناراحتشدن در اساس خیلی مهم نیست؛ مهم این است که با چه سرعتی از شرایط روحی منفی آن خارج شویم و خود را بازیابیم. خروج سریع از شرایط غم و عصبیت نشانگر کنترل ما روی خود است. برای مسائل پیش پا افتاده ناراحت نشویم و اگر به نقطه ناراحتی رسیدیم، به بهترین وجه مدیریتش کنیم.
با بالابردن ظرفیت و انعطافپذیری خود میشود از مقدار ناراحتی کاست، اما نمیشود از دچارشدن به آن بهطور کلی خلاص شد. از این رو، ناراحتشدن جزئی از طبیعت انسان است و اصلاً خصلتی منفی نیست.
ناراحتشدن در اساس خیلی مهم نیست؛ مهم این است که با چه سرعتی از شرایط روحی منفی آن خارج شویم و خود را بازیابیم. خروج سریع از شرایط غم و عصبیت نشانگر کنترل ما روی خود است. برای مسائل پیش پا افتاده ناراحت نشویم و اگر به نقطه ناراحتی رسیدیم، به بهترین وجه مدیریتش کنیم.