جمعه، خرداد ۰۹، ۱۳۹۳

ناراحت‌شدن نیز مثل خطاکردن، چیزی نیست که بشود از آن گریخت. انسان چون پی‌ریخته از مجموعه‌ای عصب است،‌ حتماً گاهی از بعضی چیزها ناراحت می‌شود. عواطف انسانی به‌سادگی خراش برمی‌دارند و حال آدمی دگرگون می‌شود.
با بالابردن ظرفیت و انعطاف‌پذیری خود می‌شود از مقدار ناراحتی کاست، اما نمی‌شود از دچارشدن به آن به‌طور کلی خلاص شد. از این رو، ناراحت‌شدن جزئی از طبیعت انسان است و اصلاً خصلتی منفی نیست.
ناراحت‌شدن در اساس خیلی مهم نیست؛ مهم این است که با چه سرعتی از شرایط روحی منفی آن خارج شویم و خود را بازیابیم. خروج سریع از شرایط غم و عصبیت نشانگر کنترل ما روی خود است.
کسی اگر فکر کند خطا نمی‌کند، یکی از قوانین جهانشمول زندگی را درنیافته است! انسان‌ها همه اشتباه می‌کنند، حال هر کس به مقادیری. هر کس نقطه‌ضعف‌هایی دارد و نقاطی برای لغزش. حتماً نیز در مکانی و زمانی دچار خطا می‌شود.
خود خطا خیلی مهم نیست؛ مهم این است که هر چه سریع‌تر صدمات وارده را جبران کنیم و از حال‌وهوای آن بیرون بیاییم. و مهم‌تر این است که چه درسی از آن بگیریم تا دیگر تکرارش نکنیم.
در چنین مواقعی، در شرایط خطاکردن، مضرترین کار ممکن سرزنش خویش است. ما وقتی بدانیم خطاکردن شاخصه‌ای انسانی است، به جای باختن خود و خودخوری، مسئولیت اشتباه خود را می‌پذیریم و ‌در صدد رفع آن برمی‌آییم.