چهارشنبه، آذر ۲۶، ۱۴۰۴

یخبندان کویر

"یخبندان کویر" مجموعه‌ای‌ست شامل یازده داستان کوتاه که بین سال‌های 1368 تا 1370 در چند نقطه از ایران رخ می‌دهد، از جمله اصفهان، خرم‌آباد، سقز، تهران، بروجرد، و هرسین. این داستان‌ها از زبان سربازان وظیفه روایت می‌شوند و بستر رخ‌دادن آنها فضای پادگان نظامی است. هر چند این داستان‌ها در فضایی مشترک نفس می‌کشند، اما سبک/تکنیک روایی و ساختار داستانی هر یک خاص به خود است.

در ایران، داستان‌هایی که فضای نظامی را روایت کرده‌اند، یا خاطره‌نگاری بوده‌اند، یا پروپاگاندای شهیدسازی رژیم (مثل "روایت فتح")، و یا مستقیماً به جنگ یا فضای جنگ‌زده پرداخته‌اند. فضای اینگونه داستان‌ها مملو از شعار، قهرمان و رشادت است. داستان‌های "یخبندان کویر" اما خالی از قهرمان و رشادت هستند و قطعاً خالی از هر گونه شعار. این داستان‌ها، حضور فرد در روابط قدرت را شرح می‌دهند، به انسان و موضوعات مربوط به انسان می‌پردازند... و از این رو، می‌توانند رونمایی از نسلی باشند که تا به حال صدایی نداشته است: نسل سربازان پس از جنگ.

تا امروز اکثر داستان‌ها نوشته شده‌اند و مانده ویرایش نهایی؛ اگر تصمیم انتشار جدی شد، در این باره آگاهی‌رسانی خواهم کرد.


داستان‌نویسی امروز: فرار از واقعگرایی

در میان داستان های کوتاه فارسی که در بیست سال گذشته منتشر شده اند، گرایش به "جریان سیال ذهن" و "فراواقعیت" بسیار باب بوده و کمتر کسی داستان در فرم واقعگرایانه خلق کرده است. دلیلش به نظرم ساده است:
یکی تقلید از یکدیگر و یکنوع نوگرایی مقلدگونه است، دیگر اینکه نوشتن داستان در قالب رئالیستی بسیار سخت است، چون نمادهای چند لایه می خواهد، شخصیت پردازی قوی می خواهد و نیز بستر جغرافیایی، روانشناسانه، جامعه شناسانه و در کل بستر داستانی قابل باور. جریان سیال ذهن اما هر چه دلش بخواهد می نویسد و هر طور که دوست دارد به پایان می برد، یا نمی برد... و خواننده را سرگردان رها می کند و اسمش را هم می گذارد هنر مدرن! حالا اگر خواننده از "خلق هنری" چنین نویسنده سر در نیاورد، تقصیرها همه به گردن کم ذوقی خواننده است!

اساساً داستان های فراواقعی چندان به فرم ادبی وابسته نیستند و دست نویسنده در شرح و بسط داستان باز است. در داستان فراواقعی، خلاقیت بی مرز و بی وابستگی است. در داستان واقعگرایانه اما، نویسنده موظف به رعایت تکنیک ادبی است، و باید پرداخت داستانی اش قابل قبول باشد. 

بنابراین، داستان مدرن ما -به جز چند استثناء- در غالب مواقع، در واقع یک پسرفت تاریخی/ادبی است، و نه یک امتیاز در خلق ادبی.

جمعه، آذر ۱۴، ۱۴۰۴

نوشتن داستان کوتاه

این روزها به طور محسوسی به نوشتن داستان کوتاه رغبت پیدا کرده ام. این حس شاید بخاطر وجود خاطراتی ست که سال ها در من تلنبار شده، و درست به لحظه ی خاصی نیاز داشته اند که بر صفحه بریزند.
 داستان کوتاه از لحظه ی شکل گرفتن روایت و قوام تکنیکی آن، تا هنگام نقش بستن بر صفحه ی مانیتور، عینا ًحالت زایمان را دارد؛ زایمانی که ممکن است سالها طول بکشد... البته فرقش با زاییدن این است که پس از تولد می شود آنرا ویرایش کرد!
دو داستان در باره ی خدمت سربازی نوشته ام، حدوداً بعد از 35 سال... زمان بلندی ست برای حفظ یک خاطره. به هر حال، هر روایتی که مکتوب شود، به بخشی از وجود انسان تبدیل خواهد شد که دیگر نمی شود آنرا از خود دور کرد.

پنجشنبه، مهر ۲۴، ۱۴۰۴

محترم اسکندری و جمعیت نسوان وطنخواه


محترم اسکندری (1274 – 1303) روزنامه‌نگار برجسته‌ی ناسیونالیست و تجددخواه، پیشگام در آموزش و فرهنگسازی، بنیانگذار اصلی و مدیر مهمترین نهاد برابری‌خواهی زنان در عصر رضاشاه بزرگ است: جمعیت نسوان وطنخواه.

نشر و سردبیری مجله‌ی "جمعیت نسوان وطنخواه" را نیز هماو بر عهده داشت که یکی از مهمترین اسناد تاریخی سیر تجدد در ایران است.




محترم اسکندری دختر محمدعلی میرزا اسکندری از موسسین "انجمن آدمیت" بود و از دوران طفولیت در کنار پدر در جلسات این انجمن شرکت می‌جست.

فرازهایی از اساسنامه‌ی جمعیت نسوان وطنخواه به شرح زیر است:

تعلیم و تربیت و سوادآموزی دختران و زنان

پرورشگاه برای دختران یتیم

تاسیس مریضخانه برای زنان بی‌بضاعت

تشکیل هیئت تعاونی به منظور تکمیل صنایع داخلی

مساعدت مادی و معنوی نسبت به مدافعین وطن در هنگام جنگ.

محترم اسکندری از مخالفین سرسخت حجاب و خرافات مذهبی بود و می‌گویند جستارها، سخنرانی‌ها، و گفتارهای او بر رضاشاه بزرگ تاثیر بسزایی داشته است. نیز همین مقالات مایه‌ی طرح شماری از لوایح قانونی و مساعدت دولت در تغییرات قانونی پایه به سود برابری‌خواهی و تجدد بوده است.

از نگاه معرفت‌شناختی و بر اساس کارنامه‌ی عمر کوتاه اما بسیار پربار او، محترم اسکندری چه بسا از انگشت‌شمار پیشگامان برابری‌خواهی باشد که شایسته‌ی لقب "پهلوان" است.

یکی جام پر باره خسروان...... بکف برنهاد آن زن پهلوان (حکیم طوس فردوسی)

بی کم و کاست، محترم اسکندری قهرمان ملی ما ایرانیان است.



#محترم_اسکندری
#جمعیت_نسوان_وطنخواه