نگاه ماه مجموعهی شش قصه -به دو زبان فارسی و سوئدی- از
حميرا طاری است که در فاصلهی پاييز 2001 تا بهار 2003 نگاشته شدهاند. در اين مجموعه چند قصه هست به معنای واقعی کلمه "قصه". يکی-دو بیدقتی جزئی نيز در قصهها ديده میشود که البته به اصل کار صدمهای نمیزند.
از چند ماه پيش که اين کتاب به دستم رسيد و خواندماش، به نظرم آمد که دينی دارم به آن. به همين لحاظ، در اولين فرصت معرفی دقیقی از آن مینویسم که اگر نويسنده خواست، در چاپهای بعدی از آن استفاده کند. فعلاً برای آنکه بیاشاره رد نشويم، چند يافته از درون کتاب را فهرستوار ذکر میکنم. اين نقطهنظرات را طبق عادت، در پايان هر قصه نوشته بودم.
تشريح، در کوتاهترين شکل:
-
نگاه ماه -که داستان اصلی کتاب است-، داستانیست نوستالژيک و اجتماعی. بیشتر برای کسانی جذاب است که در امور تربيتی دستی دارند.
-
سوپرمارکت يک "روانداستان" است که زمينهی رئال دارد. اين وجه تمايز کارهای حميرا طاری با ديگران است که توضيح خواهم داد. داستان، حکايت ورشکستهگی بعضی مهاجران را به نمايش میگذارد. شخصيتپردازیهایش منرا به یاد کارهای تنسی ويليامز میاندازد، چون همهی شخصيتها به نحوی مسئله دارند!
-
چشمان خاکستری شايد تکنيکیترين داستان اين مجموعه باشد. داستان در دو زمان میگذرد.
-
ماه بانو داستان "تکرار سرنوشت" است.
- اساس
صدای شب "توهّم" است.
-
نگاه کلاغها تا حدّی ضد مرد است! از لحاظ ساخت و پردازش کاریست بهغايت زيبا. يکی-دو خطای جزئی نيز دارد که مهم نيست.
در بارهی داستانها:
- بستر تمامی قصهها در شهر نویسنده يوتوبوری در جنوب غربی سوئد شکل گرفته است. نويسنده -بر خلاف بسياری از نويسندگان خارج از کشور که هنوز در کوچههای کاهگلی کودکیشان سير میکنند- تلاش کرده مکان زندگی خود را به تصوير بکشد و درون قصهها زندگی کند.
- داستانها عموماً توضیح روابط اجتماعی و عاطفی زن و مرد مهاجر است. در اين داستانها، بيشتر زن در جايگاه ستمدیده مینشیند و مرد ستمگر. ناگفته نگذارم که ارزشگذاری انسانی بر جنسيتها، سياقی جزمگرايانه يا فمينيستی ندارد و بيشتر عينی است.
- بر حسب توضیح بالا، کتاب در زمرهی "ادبيات مهاجرت" طبقهبندی میشود.
- فضای داستانها شهری و نوع روابط شهرنشينی است. اين مزيت عمدهی کتاب است.
- عناصر "حيوان" و "طبيعت" با دقت در داستانها بهکار گرفته شدهاند. از حيوان به مثابه "
نشانهی پيشبينی" (Foreshadowing) و انعکاس احساس آنی شخصيتها استفاده شده است.
- از شيوهی تصويرسازی و استفاده از رنگ و صدا سخت نيست که بفهميم نويسنده سينما خوانده است!
- "توهم" ديگر عنصریست که در بعضی از قصهها -مثل
سوپر مارکت و
صدای شب- ديده میشود، امّا وجه تمايز اين بهکارگیری با غالب کارهای ديگر در اين عرصه اين است که توهّم با تصويرسازی سينمايی (رئال) درهم آميخته شده، در صورتی که داستانهایی که اساسشان توّهم است (مثل
بوف کور)، "داستان تصوير" نيستند و غالباً با ذهن در ارتباطاند تا با ديده؛ در اينگونه داستانها، اشيا و انسان و حيوان، ابعاد و حس واقعی ندارند و ساختهی خواست و ذهن نويسندهاند، درست خلاف آنچه در اين مجموعه میبينيم.
- ايجاز و دوری از پُرگويی، قصهها را از بسياری از کارهای نويسندگان ايرانی متمايز کرده است.
- زبان کتاب سليس و آرام است، در عين اينکه شگردهای بيانی در داستانها کم نيست.
چند برداشت و توصيه:
- ناشر برای اين کتاب تبليغ چندانی نکرده است. اين مجموعه لايق معرفی و تشويق است.
- کتاب لازم است دوباره ويراستاری شود. نقطهگذاریها و بعضی از پاراگرافسازیها ايراد دارد.
- توصيه میکنم که چاپ بعدی کتاب در ايران انجام شود. گمان نمیکنم انتشار اين مجموعه با محدوديتی در ايران روبهرو شود. اين کار کمک میکند که خوانندهی ايرانی، با فرمی از ادبیات که "ادبيات مهاجرت"اش خوانند، بهتر آشنا شود.
نظر سليقهای:
- من حميرا طاری را شاعری اجتماعی-سياسی میشناختم، اما ديدم که او از آزمون قصهنويسی نيز با سربلندی بيرون آمد.
- در چند جا میشود رد نويسنده را در داستانها گرفت و او را در کالبد يکی از شخصيتهای داستان ديد. اين را از روی شناخت شخصیام از نويسنده میگویم.
-
سوپرمارکت و
نگاه کلاغها بيش از بقيهی داستانها نظرم را جلب کردند.
شناسه: طاری، حميرا.
نگاه ماه. چاپ نخست. سوئد: نشر نينا، سپتامبر 2003.