یکشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۸۴

مختصر، در معرفی "يا مرگ يا تجدّد"

یا مرگ یا تجدّد - ماشاالله آجودانیيا مرگ يا تجدّد*، آخرين اثر منتشرشده از ماشاالله آجودانی، تورّقی‌ست تحليلی در پاگيری و تحوّل ادبيات در دوران مشروطه. آن‌طور که در عنوان فرعی کتاب آمده، اين دفترِ، «دفتری در شعر و ادب مشروطه» است. کتاب از چهار فصل و نه بخش تشکيل می‌شود. خواننده از خلال مقالات کتاب -که «به‌مرور و طی 18 سال گذشته در ايران و خارج از ايران منتشر شده‌اند»[1]- با ارتباط تنگاتنگ و رشد موازی ادب و سياست (تفکر، فضا، نظام... سياسی) آشنا می‌شود. از لحاظ تاريخی، کتاب، نقطه‌ی آغازين ادبيات مشروطه را «25 سال آخر حکومت ناصری»[2] برمی‌شمرد. در فصلی که به "نوآوری در ادبيات مشروطه" پرداخته می‌شود، با اشاره به «یکی از ويژگی‌های تحوّل ادبيات مشروطه»[3] که «اختصار و سادگی بيش از حد زبان اين ادبيات»[4] است، رستم‌التواريخ را طليعه‌ی چنين تحوّلی می‌نامد. گذشته از آقاخان کرمانی که در کتاب «برجسته‌ترين تدوين‌کننده‌ی ناسيوناليسم ايرانی»[5] نام گرفته، به رجال سياسی چون مستشارالدّوله و ديگر اهل فکر خطّ سير مشروطه چون آخوندزاده، طالبوف، ملکم، زين‌العابدين مراغه‌ای، عشقی، قزوينی و... -و نقش نوآور آنان- نيز اشاره می‌شود. اين کتاب را می‌شود ضميمه‌ای بر ديگر تحقيق نويسنده، مشروطه‌ی ایرانی، دانست.

*آجودانی، ماشاالله. يا مرگ يا تجدّد. تهران: اختران، تابستان 1382، 300 صفحه.

توضيحات:
1- برگ نخست پيش‌گفتار.
2- ص 53.
3 و 4- ص 87.
5- ص 121.

پی‌نوشت:
1- به باور من، ضعف عمده‌ی کتاب در کم‌تر پرداختن به ژورناليسم انتقادی و نيز ادبيات دراماتيک (نمايش) دوران مشروطه است. در مقابل، کتاب بيش‌تر روی شعر مشروطه تمرکز می‌کند. جا داشت که بر شاخ و برگ اين تحقيق افزوده می‌شد. نيز، نويسنده در همان چاهی سقوط می‌کند که ديگران کرده‌اند: مشروطه را جنبشی "همه‌گير" ارزيابی می‌کند که در واقع چنين نبوده است. به واقع در آن دوران، بسياری از مردم عامی ايران اصلاً از پاگيری چنين جنبشی اطلاعی نداشته‌اند و اين جنبش تنها منحصر می‌شده به بخشی از مردم پايتخت و چند نقطه‌ی ديگر؛ آن‌هايی که با حوزه‌ی انديشه و کتابت سر و کاری داشته‌اند. نه تنها مشروطه، بل‌که هيچ جنبش و انقلابی در جهان شايسته‌ی صفت "همه‌گير" نيست.
2- موضوع کتاب، مهم و گيراست. اميد که فتح بابی بشود برای کارهای جدّی‌تر.

۶ نظر:

گوشزد گفت...

كاش پويا اشاره اي هم كرده بود به سهراب سپهري كه شاعر شعر است.
يك خواهش هم دارم...لطفا زحمت بكش و اگر مي تواني به وبلاگ من بروي و كامنت دانيش هم باز مي شود يك كلمه در آن براي من بنويس ...مثلا بله! باز مي شود.
قربان محبتت

فرید گفت...

چه ایدولوژی بمب گزار عرب را به خیابانهای اهواز میفرستد؟؟؟

saba گفت...

Aghaye zoharye aziz,arze salam va adab...
vaghean sarafrazam kardid.vaghti esme shoma ra dar commenthayam didam bavaram nemishod...va shokke bad zamani bud ke didam be matlabam link dadid.man hamishe matalebe webloge shoma ra peygiry mikonam va hala matlabe khodam ra dar an mibinam ...vaghean khoshhalam...vaghean...
Eradatmande shoma ...Saba

محمد رضا ویژه گفت...

سلام از اینکه برای نخستین بار وبلاگ شما را بازدید کردم خوشحالم. به مطالب جالبی اشاره دارید. امیدوارم که بتوانیم بیشتر مبادله ی علمی و فرهنگی داشته باشیم.
پیروز باشید

ساحل افتاده گفت...

سلام دوست عزيز . به نام شما براي من كامنت گذاشته مي شود فقط يك كلمه : سلام . نمي ونم از طرف شماست يا نه به هر حال گفتم سلامي عرض كرده باشم در پاسخ آن سلام.

مجيد زهری گفت...

ساحل‌افتاده گرامی!
خير، من تا به حال در وبلاگ شما پیامی نگذاشته‌ام.
سپاس که خبر کردید.