کارناوال انقلاب در مصر بهراه افتاد تا خیال ابرقدرت بورس جهانی از بابت کنترل کانال سوئز راحت شود. تمام نوار عبور نفت از خلیج فارس تا دریای عمان و کانال سوئز باید بیثبات باشد، تا احتمال برآمدن آدمی بااراده در رأس هر یک از این کشورها به صفر برسد. همین الان هم البته نفت آنطور که کارتل جهانوطن جهانی میخواهد صادر میشود، اما حضور دموکراسیهای بیثبات، این تسخیر و کنترل را بهتر تضمین میکند. خطرزدایی از سرمایه، شرط اصلی اقتصاد است.
در هنگام هشت سال جنگ بین ایران و عراق، جان و مال و زندگی هر دو ملت تمام مدت در حال متلاشیشدن بود، اما کمترین خللی در صدور نفت وارد نشد؛ در جنگ فعلی عراق هم. البته جنگ هزینهای هنگفت دارد و همین پول نفت، خرج تسلیحات و ... میشد و به همان جیب اول برمیگشت! به این میگویند گردونهی بیزنسی کارتل جهانوطن...
بعضی معتقدند "در مصر مردم برای آزادی و دموکراسی دارند انقلاب میکنند و از دیکتاتوری خسته شدهاند" و الخ. اینگونه شعارها، همانقدر پوچ است که باور کنیم حاشیهنشینها، مذهبیها و چپیهای ما -32 سال پیش- برای آزادی و دموکراسی به خیابانها ریختند!
چند نکته برای اندیشیدن:
1- بهراستی "عنصر مردم" چه وزن و نقشی میتواند در معادلات و تحولات کلان داشته باشد؟ تا چه حد میشود افکار عمومی را در دست گرفت و به سمت دلخواه هدایت کرد؟ بازتاب خبر از میان مردم (مثلاً همین مصر) توسط مدیای جهانی آیا بدون تبعیض صورت میگیرد و نظر همهی اقشار در آن منعکس است، یا اینکه فقط تعدادی دلخواه را از بین عموم دستچین میکنند تا بهواقع دیدگاه سیاسی خود را تلقین کنند؟
2- در جریان جنبش 88، هنگامی که تمام دوربینهای خبرگزاریها روی خیابانهای ایران زوم کرده بودند، بهیکباره اتفاق غیر منتظرهای افتاد: بی هیچ دلیلی، مایکل جکسون مرد و نگاه مدیای جهانی را از ایران ربود و قیام خاموش شد: [
+]
3- چه شباهت آزاردهندهای بین بوراک اوباما و هیلاری کلینتون با دستگاه سیاسی کارتر دیده میشود! اصرار تیم سیاسی آمریکا و انگلیس برای برکناری مبارک هم جالب توجه است.
4- تنها کشوری که موضعی عقلمدارانه در مسئلهی اینروزهای مصر گرفته اسرائیل است: [
+]
5- اینروزها در سی ان ان، چقدر لهجهی انگلیسی زیاد شده!
6- همپیمانان آمریکا باید از خود بپرسند: هنگام خطر ، تا چه حد آمریکا قابل اطمنیان است و از همپیمانان خود حمایت میکند؟