جمعه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۹

قضیه‌ی هم‌وطنان تحلیل‌گر ما!

حکایت:
یک‌روزی آقا سگه دید که روباهه داره تندی فرار می‌کنه. ازش پرسید چی شده؟ گفت تو شهر هر کی سه تا تخم داشته باشه رو می‌گیرن دار می‌زنن! گفت: تو که دو تا تخم داری؟ روباهه جواب داد: آخه اول دار می‌زنن، بعد نگاه می‌کنن!

خاستگاه:
حالا حکایت بعضی از رفقای تحلیل‌گر غالباً چپ ماست: بی‌توجه به این‌همه شواهد و تجربه‌های دستِ اول و روشن‌تر از خورشید، و روشن‌تر از همه تجربه‌ی تاریک انقلاب اسلامی خودمان، اول برای رفتن "دیکتاتور" سینه چاک دادند و هورا کشیدند، حالا که رفته است، برای این‌که در آینده یک‌وقت کسی انگشت اتهام را سوی‌شان نگیرد "که شما هم در فلاکت مردم مصر نقش داشته‌اید"، می‌گویند: "امیدواریم" اسلامی‌ها روی کار نیایند!

خودمانیم: این حرکت‌های پوپولیستی عجب هیجانی تولید می‌کند، طوری که حتا گاهی عاقله‌مردان و زنان را هم سِحر می‌کند...

۲ نظر:

gilgamysh گفت...

چه درست گفتید!
من هم در شگفتم از روشنفکردوستانی که سرگذشت خودشون رو هم نمی بینن!
بابا روشنفکر لامصب، اگه اخوان الشیطان الان بخواد حکومت کنه چه کسی جلودارشه؟!

مجید گفت...

جناب زهری نازنین،
این چند روزه به خودم فشار اوردم خوشبین باشم و بگم انشااله گربه است ولی نمیشه. سفره رنگین بخور بخور دموکراسی مدیاهای جهانی بدجوری پهنه!!