شنبه، اسفند ۱۰، ۱۳۸۷

"حماقت" مسابقه‌ای است که شرکت‌کنند‌گانش -یعنی همین اعضای جامعه‌ی بشری- برای سبقت‌گرفتن از هم سخت در حال تاختن‌اند! حالا بیچاره آن کسی که بخواهد از ادامه‌ی مسابقه صرفِ نظر کند؛ چنان او را هو می‌کنند که به‌آنی متواری شود و خودش را در گوشه‌ای گم‌وگور کند و... این هم عاقبت‌اش!

دوشنبه، اسفند ۰۵، ۱۳۸۷

روزی که برای خودم شروع کردم به کار، برادرم به من گفت:
«بدترین مشتری سفیدپوست باز بهتر از بهترین مشتری ایرانی است
من البته خودم هم کمابیش به این حرف اعتقاد داشتم، اما نه به‌شدت امروز؛ امروز کامل دستم آمده که واقعیت چیزی جز این نیست... و واقعاً از این بابت متاسفم.

شاید اگر حسی بود، بعداً این تاول را شکافتم...

جمعه، بهمن ۲۵، ۱۳۸۷

ساختن وبسایت

می‌خواهم یک وبسایت بسازم. برای بیزنس. به کسی نیاز دارم که این کار را برایم انجام بدهد. مجانی هم نمی‌خواهم؛ پولش هر چه باشد می‌پردازم.
ترجیح می‌دهم که سازنده در تورنتو باشد. این‌طوری، کارهای تدارکاتی و نگهداری وبسایت راحت‌تر است. اگر هم نبود البته مسئله‌ای نیست. به هر حال، اگر کسی این‌کاره است، به من ایمیل بزند. از پیش تشکر می‌کنم.

شنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۷

دوست ارجمند اسماعیل نوری‌علا مطلبی نوشته که به ظن من، تمثیل کامل "کتمان" است. این نوشته، بر خلاف دیگر یادداشت‌های دکتر نوری‌علا، آن بنیه‌ی استدلال را ندارد که خواننده‌ را قانع کند و فقط تعداد پرسش‌های پیرامونی را افزایش می‌دهد. البته او هم مثل خیلی دیگر در "خانه‌ای شیشه‌ای نشسته"، اما جالب این‌که به‌جای دیگران، این‌بار این خود اوست که به خانه‌اش سنگ می‌زند. من اگر بودم، به‌جای پیچاندن مسائل تاریخی، خیلی راحت می‌رفتم سر اصل موضوع و می‌گفتم‌اش و دلایلم را هم لیست می‌کردم... و این یعنی ضدضربه‌کردن شیشه (Temper) خانه‌ام؛ حال چه باک که دیگران مرا داخل آن ببینند. شیشه را هم می‌شود سخت کرد، با حفظ شفافیت حضور.

جمعه، بهمن ۱۸، ۱۳۸۷

فقط در ماه گذشته، 130 هزار نفر در کانادا شغل خودشان را از دست داده‌اند. حکایت از دست دادن شغل در دو-سه ماه گذشته، پشت آدم را می‌لرزاند! من البته برای خودم کار می‌کنم و وضعم‌‌ام هم در این روزها بد نبوده، ولی به عنوان عضوی از این جامعه، طبیعی است که از وضعیتی چنین خوشحال نباشم.