یکشنبه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۰

بیژن پاکزاد درگذشت


در روزگاری که نام ایران در اخبار همراه است با تروریسم و کشتار و سرکوب، تک‌ستاره‌هایی نیز هستند که بر این نام افتخارآفرین‌اند. یکی از آن‌ها بیژن پاکزاد -طراح به‌نام مد- بود که دیروز در سن 67 سالگی بر اثر سکته‌ی مغزی درگذشت.
بیژن -که بسیاری او را از روی ادکلن‌هایش می‌شناختند- دلی داشت سخت در گرو ایران. این اواخر که پایش به تلویزیون‌های ایرانی خارج از کشور باز شده بود، این عشق را در هر فرصتی بیان می‌کرد. او می‌گفت که به دبی می‌رود تا بتواند از ورای خلیج همیشه فارس، در فضای ایران تنفس کند. آرزو داشت که برای یک‌بار هم که شده، باز میهن‌اش را ببیند و بر خاک‌اش بوسه زند، ولی...

یاد بیژن پاکزاد، یار همیشه عاشق میهن پایا باد!

چهارشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۰

توجیه تنهایی

بزرگ‌ترین مانع در ارتقادادن سطح زندگی، "توجیه" است؛ توجیه‌کردن خطاها و ایرادهای گونه‌گون خود. انسان وقتی راهِ حلی برای مشکلات خودش ندارد، به‌راه توجیه می‌افتد. ما وحشت داریم که بپذیریم ناتوانیم؛ بیزاریم با ناتوانی‌های خود روبه‌رو شویم و آن‌ها را جزئی از پهنه‌ی ضعف درونی خود بشماریم.

انسان‌های تنها، انسان‌های ناراحتی هستند. علت ناراحتی‌شان اصولاً همین تنهایی است. خودشان بهتر از هر کسی این را می‌دانند. ولی همین انسان -که محکوم است به اجتماعی‌بودن- وقتی تنها شد، شروع می‌کند برای تنهایی‌اش دلیل تراشیدن. او که از مواجهه با واقعیت می‌ترسد، ناگزیر به این باور می‌رسد که "تافته‌ای جدا بافته" است، برای همین نمی‌تواند با دیگران بجوشد. برای خودش محاسنی اخلاقی فهرست می‌کند (مثل صراحت، شجاعت اخلاقی و الخ) تا بگوید مردمی که به تعارف عادت دارند، نمی‌توانند با این خصوصیات او کنار بیایند. پیرو همین اصل، برای جامعه شناسنامه‌ی "فساد اخلاقی" جعل می‌کند... و همه و همه برای جداکردن حساب خود از جامعه‌ای است که به خیال‌اش او آن را طرد کرده... و طبعاً تقصیر از جامعه است!

انسانِ تنها -با هر چه دم دست‌اش است- وقت خودش را پر می‌کند تا به‌اصطلاح تنها نباشد، غافل از این‌که فقط دارد صورت مسئله را پاک می‌کند، به‌جای یافتن راهِ حلی اصولی. او که توان لذت‌طلبی اجتماعی را ندارد، تمام نیروی خودش را جایی صرف می‌کند که هر نامی می‌شود بر آن گذاشت جز لذت. او مسیر عادی زندگی را -که سرشارشدن از زندگی اجتماعی است- طی نمی‌کند؛ او با حضور تحمیلی در محیط‌ها و جمع‌هایی که دلیل موجهی برایش ندارد، فقط تنهایی‌اش را با خود به این‌جا و آن‌جا می‌کشد. او به‌جای این‌که از ماده‌ی زندگی که "وقت" است برای زندگی‌کردن استفاده کند، با وقت‌گذرانی این ماده را دور می‌ریزد. او از مرکز دایره‌ی تنهایی پیرامونی‌اش، به اطراف می‌نگرد، اما دوردست دیدش چیزی نیست جز جداره‌ی همان دایره. او قهرمان تباه‌کردن عمر است!

عبور از دنیای سرد تنهایی، راهی ندارد جز شک‌کردن در رفتارهای خود. ما اگر تنهاییم، پس ایراد داریم. باید دید که ایراد کار ما کجاست و دمِ دست‌ترین جا برای شروع، از خودمان است. به‌جز بازنگری در رویه‌ی زندگی شخصی و اِعمال تغییرات لازم در اصول اخلاقی خویش، فقط در ژرفای تنهایی بیش‌تر فرو می‌رویم.

پنجشنبه، فروردین ۱۸، ۱۳۹۰

عاقبت لیبی

دقیقاً می‌شود سناریو لیبی را پیش‌بینی کرد: ناتو آمده تا از درون و مستقیماً بر جنگ کنترل داشته باشد. به این خاطر، سرانجامِ جنگ از دست مخالفان و هم قذافی خارج می‌شود و جنگ تا آن‌جا ادامه پیدا می‌کند که ناتو بخواهد. شک نیست که قدرت‌های جهانی صاحب بورس، تولید‌کننده‌ی اسلحه و کلاً طالب بی‌ثباتی منطقه، این‌قدر جنگ را در منطقه می‌دوانند که بنیان کشور ترک بردارد و زیرساخت‌های‌اش در حد قابل توجهی ویران شود. در این حالت است که دوام بی‌ثباتی در یک کشور (یا چند کشور بعد از تقسیم) تضمین شده است و ملتی به‌جای مانده است با خیل مشکلات درونی لاینحل، بی هیچ افقی به آینده‌ی بهتر. چنین ملتی نمی‌تواند بازیگری قابل در قواعد جهانی باشد؛ به‌جایش می‌شود دنباله‌رو قائد جهانی...

چهارشنبه، فروردین ۱۷، ۱۳۹۰

نوروز و سال نو شادان باد!

به علت سفر نتوانستم به‌موقع برای دوستان تبریک نوروزی بفرستم و تبریک‌های‌شان را پاسخ بدهم. از این بابت پوزش می‌خواهم.
سفر هر چقدر طولانی باشد باز هم کوتاه است! با چند نفر از دوستان در آلمان، سوئد و فرانسه قرار ملاقات گذاشته بودیم که به‌خاطر فشردگی سفر، به‌جز دیدار شبنم فکر و رضا ت. در آلمان، هیچ‌یک میسر نشد. امیدوارم در سفرهای آتی امکان دیدار دست بدهد.
دیدار شبنم -این انسان فرهیخته، تحصیل‌کرده و دوست‌داشتنی- برایم واقعاً مغتنم بود. او در حد قابل توجهی همانی بود که در ذهن و از روی نوشته‌هایش تصور کرده بود. کم پیش می‌آید که این‌طور بشود. رضای نازنین که دوست دوران کودکی‌ام است و هفت سالی می‌شد که ندیده بودم‌اش... و دیدارش همیشه برایم لذت‌بخش و آموزنده است.

سال نو و نوروز باستانی‌مان را به همه‌ی یاران، آشنایان و خوانندگان بزرگوار این صفحه شادباش می‌گویم!