چهارشنبه، فروردین ۲۴، ۱۳۹۰

توجیه تنهایی

بزرگ‌ترین مانع در ارتقادادن سطح زندگی، "توجیه" است؛ توجیه‌کردن خطاها و ایرادهای گونه‌گون خود. انسان وقتی راهِ حلی برای مشکلات خودش ندارد، به‌راه توجیه می‌افتد. ما وحشت داریم که بپذیریم ناتوانیم؛ بیزاریم با ناتوانی‌های خود روبه‌رو شویم و آن‌ها را جزئی از پهنه‌ی ضعف درونی خود بشماریم.

انسان‌های تنها، انسان‌های ناراحتی هستند. علت ناراحتی‌شان اصولاً همین تنهایی است. خودشان بهتر از هر کسی این را می‌دانند. ولی همین انسان -که محکوم است به اجتماعی‌بودن- وقتی تنها شد، شروع می‌کند برای تنهایی‌اش دلیل تراشیدن. او که از مواجهه با واقعیت می‌ترسد، ناگزیر به این باور می‌رسد که "تافته‌ای جدا بافته" است، برای همین نمی‌تواند با دیگران بجوشد. برای خودش محاسنی اخلاقی فهرست می‌کند (مثل صراحت، شجاعت اخلاقی و الخ) تا بگوید مردمی که به تعارف عادت دارند، نمی‌توانند با این خصوصیات او کنار بیایند. پیرو همین اصل، برای جامعه شناسنامه‌ی "فساد اخلاقی" جعل می‌کند... و همه و همه برای جداکردن حساب خود از جامعه‌ای است که به خیال‌اش او آن را طرد کرده... و طبعاً تقصیر از جامعه است!

انسانِ تنها -با هر چه دم دست‌اش است- وقت خودش را پر می‌کند تا به‌اصطلاح تنها نباشد، غافل از این‌که فقط دارد صورت مسئله را پاک می‌کند، به‌جای یافتن راهِ حلی اصولی. او که توان لذت‌طلبی اجتماعی را ندارد، تمام نیروی خودش را جایی صرف می‌کند که هر نامی می‌شود بر آن گذاشت جز لذت. او مسیر عادی زندگی را -که سرشارشدن از زندگی اجتماعی است- طی نمی‌کند؛ او با حضور تحمیلی در محیط‌ها و جمع‌هایی که دلیل موجهی برایش ندارد، فقط تنهایی‌اش را با خود به این‌جا و آن‌جا می‌کشد. او به‌جای این‌که از ماده‌ی زندگی که "وقت" است برای زندگی‌کردن استفاده کند، با وقت‌گذرانی این ماده را دور می‌ریزد. او از مرکز دایره‌ی تنهایی پیرامونی‌اش، به اطراف می‌نگرد، اما دوردست دیدش چیزی نیست جز جداره‌ی همان دایره. او قهرمان تباه‌کردن عمر است!

عبور از دنیای سرد تنهایی، راهی ندارد جز شک‌کردن در رفتارهای خود. ما اگر تنهاییم، پس ایراد داریم. باید دید که ایراد کار ما کجاست و دمِ دست‌ترین جا برای شروع، از خودمان است. به‌جز بازنگری در رویه‌ی زندگی شخصی و اِعمال تغییرات لازم در اصول اخلاقی خویش، فقط در ژرفای تنهایی بیش‌تر فرو می‌رویم.

۱ نظر:

chariar گفت...

بسیار دقیق و موشکافانه همراه با دید روانشناختی غیر قبل انکار که با دانش نوشته شده !