خبر فوت حمید واقعاً شوکهام کرد! نه اینکه مردن چیز عجیبی باشد... نه... حمید اما اینقدر محکم و بشاش بود که کمتر کسی فکر میکرد مرگ حتا از صد فرسخیاش بگذرد.
نثر استوار و سبک ویژهی روایتگری حمید -با طنزی که آویخته به سردر تقریباً همهی نوشتههایش بود- آدمی را به تحسین وامیداشت، در پی این پرسش که "چطور ممکن است آدمی که بخش عمدهی زندگیاش را (بیش از چند دهه) در غرب زیسته باشد، اینطور قوی بنویسد؟" طنز حتا یقهی تلخترین و تندترین یادداشتهای سیاسی او را هم ول نمیکرد... طنزی گزنده و گیرا.
من اما بیش از هر چیز، منش و مردمداری حمید را میپسندیدم. میشد گفت که نام دوست، واقعاً برازندهی او بود. حمید این هنر را داشت که با یک پیام کوتاه پای نوشتهای، دل کسی را بهدست آورد و روز او را بسازد.
من حمید را از نوشتهها و درون نوشتههایش شناخته و دیده بودم... او هماره در متن نوشتههایش روان است...
نثر استوار و سبک ویژهی روایتگری حمید -با طنزی که آویخته به سردر تقریباً همهی نوشتههایش بود- آدمی را به تحسین وامیداشت، در پی این پرسش که "چطور ممکن است آدمی که بخش عمدهی زندگیاش را (بیش از چند دهه) در غرب زیسته باشد، اینطور قوی بنویسد؟" طنز حتا یقهی تلخترین و تندترین یادداشتهای سیاسی او را هم ول نمیکرد... طنزی گزنده و گیرا.
من اما بیش از هر چیز، منش و مردمداری حمید را میپسندیدم. میشد گفت که نام دوست، واقعاً برازندهی او بود. حمید این هنر را داشت که با یک پیام کوتاه پای نوشتهای، دل کسی را بهدست آورد و روز او را بسازد.
من حمید را از نوشتهها و درون نوشتههایش شناخته و دیده بودم... او هماره در متن نوشتههایش روان است...