گذشته از نکات خوبی که میشود در یادداشت سبز "برانداز" در مقابل سبز "مصونیتطلب" نوشتهی نیکآهنگ کوثر خواند، روی یک نکته اما بهتر است نقادانه تأمل کرد:
به باور من، یکی از عوامل پراکندگی و منسجمنبودن اعتراضهای خیابانی در روزهای اخیر، عدم حضور یک رهبری رادیکال و بابرنامه در راس جنبش است. این درست بازمیگردد به فقدان اعتماد اکثریت مردم به موسوی و کروبی. دلیلاش نیز واضح است: گذشته از کارنامهی خراب ایندو در طی دههی نخست انقلاب، وقتی موسوی بهصراحت از "دوران طلایی امام" یاد میکند، طبیعی است که بسیاری به اهداف او اعتماد نکنند و آنرا همخوان با ایدهآلهای خود نبینند. از سوی دیگر، آرزوی موسوی و کروبی برای ایران فردا (شکل و محتوای نظام) با آنچه مردم میخواهند یکسان نیست! چنین است که خیلی از جوانان نمیدانند آن آیندهی ایدهآلی که در سر پروردهاند آیا همان است که موسوی و کروبی بهدنبالش هستند یا نه؟
نکتهی دیگر، "ضعف برنامهریزی جنبش" است. حرکتهای اعتراضی در ایران هنوز به ابزار تبلیغاتی کافی (درونمرزی و برونمرزی) دست نیافته و هماهنگی کامل بین کار تبلیغاتی و عملی در آن بهچشم نمیخورد. این نیز بازمیگردد به عدم شفافیت اهداف "رهبران" جنبش؛ وقتی اندیشهی راهنمای یکسانی وجود نداشته باشد، مردم با حالتی سردرگم، نمیدانند زیر کدام چتر متحد شوند. در کنارش، دوستانی مثل نیکآهنگ کوثر باید توجه داشته باشند که اهالی فکر و قلم ایران به کسانی که در نشریات داخلی حضور داشتهاند خلاصه نمیشوند؛ در واقع در تمام این سالها، حق حضور آزاد در رسانهها از بسیاری از آدمهای لائیک و مستقل سلب شده بود؛ کسانی که به اصطلاح این رژیم اعتقادی نداشتهاند و ندارند.
حضور جمهوری اسلامی "نرم" نه تنها به ضرر غرب نیست، بلکه برای غربیها ایدهآل است. رژیمهای بیثبات جهان سومی که تمام مدت درگیر مسائل فرسایشی ریز و درشت اقتصادی، قومی و فرهنگی هستند، ایدهآلترین حالت را برای بهیغمارفتن فراهم میکنند. از همین روست که رسانه و سیاسیون طراز اول غرب، در مقایسه با مصر، آنطور که باید از جنبش مردم ایران حمایت نکردند و آنرا به دو آخوند ولایت بنام های کروبی و خاتمی فروکاستند؛ اگر هم گاهی چیزی گفتند، از مرز عمدهکردن شخصیتهایی چون موسوی و کروبی فراتر نرفت. در این باره، سفر آتی وزیر خارجهی آلمان به ایران و نیز حضور تجار ترکیه یادآوردنیست.
واقعیت این است که توقع نسل امروز ، فرای ایدهآلهای موسوی و کروبی از نظام سیاسی آیندهی ایران است.
بعد از تحریر:البته نیازی به گفتن ندارد که جناب نیکآهنگ کوثر، به نقد کسانی که روزی کمتر از پنج دفعه نماز بخوانند، جواب نمیدهند!
کسانی هم که تا دیروز مدعی بودند که جنبش سبز فاقد
رهبر است، دیگر نمیتوانند چنین ادعایی کنند. وقتی دو نفر بیانیه میدهند و گروهی
به همین خاطر به خیابان میآیند، پس به رهبری این دو نفر را پذیرفتهاند.
به باور من، یکی از عوامل پراکندگی و منسجمنبودن اعتراضهای خیابانی در روزهای اخیر، عدم حضور یک رهبری رادیکال و بابرنامه در راس جنبش است. این درست بازمیگردد به فقدان اعتماد اکثریت مردم به موسوی و کروبی. دلیلاش نیز واضح است: گذشته از کارنامهی خراب ایندو در طی دههی نخست انقلاب، وقتی موسوی بهصراحت از "دوران طلایی امام" یاد میکند، طبیعی است که بسیاری به اهداف او اعتماد نکنند و آنرا همخوان با ایدهآلهای خود نبینند. از سوی دیگر، آرزوی موسوی و کروبی برای ایران فردا (شکل و محتوای نظام) با آنچه مردم میخواهند یکسان نیست! چنین است که خیلی از جوانان نمیدانند آن آیندهی ایدهآلی که در سر پروردهاند آیا همان است که موسوی و کروبی بهدنبالش هستند یا نه؟
نکتهی دیگر، "ضعف برنامهریزی جنبش" است. حرکتهای اعتراضی در ایران هنوز به ابزار تبلیغاتی کافی (درونمرزی و برونمرزی) دست نیافته و هماهنگی کامل بین کار تبلیغاتی و عملی در آن بهچشم نمیخورد. این نیز بازمیگردد به عدم شفافیت اهداف "رهبران" جنبش؛ وقتی اندیشهی راهنمای یکسانی وجود نداشته باشد، مردم با حالتی سردرگم، نمیدانند زیر کدام چتر متحد شوند. در کنارش، دوستانی مثل نیکآهنگ کوثر باید توجه داشته باشند که اهالی فکر و قلم ایران به کسانی که در نشریات داخلی حضور داشتهاند خلاصه نمیشوند؛ در واقع در تمام این سالها، حق حضور آزاد در رسانهها از بسیاری از آدمهای لائیک و مستقل سلب شده بود؛ کسانی که به اصطلاح این رژیم اعتقادی نداشتهاند و ندارند.
حضور جمهوری اسلامی "نرم" نه تنها به ضرر غرب نیست، بلکه برای غربیها ایدهآل است. رژیمهای بیثبات جهان سومی که تمام مدت درگیر مسائل فرسایشی ریز و درشت اقتصادی، قومی و فرهنگی هستند، ایدهآلترین حالت را برای بهیغمارفتن فراهم میکنند. از همین روست که رسانه و سیاسیون طراز اول غرب، در مقایسه با مصر، آنطور که باید از جنبش مردم ایران حمایت نکردند و آنرا به دو آخوند ولایت بنام های کروبی و خاتمی فروکاستند؛ اگر هم گاهی چیزی گفتند، از مرز عمدهکردن شخصیتهایی چون موسوی و کروبی فراتر نرفت. در این باره، سفر آتی وزیر خارجهی آلمان به ایران و نیز حضور تجار ترکیه یادآوردنیست.
واقعیت این است که توقع نسل امروز ، فرای ایدهآلهای موسوی و کروبی از نظام سیاسی آیندهی ایران است.
بعد از تحریر:البته نیازی به گفتن ندارد که جناب نیکآهنگ کوثر، به نقد کسانی که روزی کمتر از پنج دفعه نماز بخوانند، جواب نمیدهند!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر