ايرانيان و انديشهی تجدد* اثر دکتر جمشيد بهنام را برای بار دوّم دست گرفتهام. قصدم اين بوده است که برای نگارش مقالهای از آن سود جويم. اين کتاب هرچند کمقطر است (183 صفحه)، امّا از پيوستها و کتابنامهی آن میشود عرقريزان نويسنده برای فراهمآوردناش را به عين دید. من البته برلينیهای دکتر بهنام را بسی پرمایهتر يافتم، چه پلی زده بود به خدمات قدمای تجدّدخواهی چون علامه قزوينی، تقیزاده، جمالزاده و ديگر بزرگانی که تجدّد نيمبند ايران ما وامدارشان است، و نيز، نشريهی ارجمند کاوه.
البته با احترام به نويسنده، اعتراف میکنم که کار دکتر بهنام چندان جلب توجهام نکرد، هرچند دوبار مرا به مطالعهی خود فراخواند. بحث اينجاست که کتاب، زياد اینشاخه به آن شاخه میپرد و مثلاً از سير تجدّد در اروپا، روسيه و ژاپن میآغازد تا موطن خويش ایران و شگفت اينکه تمام اين راه پرسنگلاخ و نهچندان همگون را با "کلّیگویی" میپيمايد. ديگر اينکه حرفهایی را که عباس ميلانی در کارهای خود چون تجدّد و تجدّدستيزی و صياد سايهها بر آن اصرار میورزد، در قالب تعريفی ديگر تکرار میکند که "تجدّد بايد از درون فرهنگ ايران ببالد". اين گفته تا چه حد کاربردی و نزديک به واقع است را من نمیدانم، امّا آنچه میدانم اين است که تکنولوِژی، يعنی يکی از ستونهای تجدّد، بهطور کامل در يد غرب بوده و هست. به هر رو، خواندن اين کتاب، برای علاقمندان به تجدّد بد نيست.
*بهنام، جمشيد. ايرانيان و انديشه تجدّد. چاپ دوّم. تهران: فرزان، 1383.
از دکتر جمشيد بهنام:

۸ نظر:
سلام مجید عزیز
خسته نباشی از نوشته های همیشگی ت. بدم نمی آید این کتاب را بخوانم و ببینم نویسنده چه کرده است.
شاد باشی
سلام آقای زهری، من که نفهمیدم که شما چه گفتید که این عکس العملهای ... بگذریم. باید خواند، باید بخوانند. در مورد شوهر پستی! من تعجب می کنم. واقعن فهمیدن اینکه این مطلب طنز است و از نگاه طیف سنتی به خارج نشینان می خواهد همه چیز را تفسیر کند اینقدر مشکل است؟ باید کار کنیم.
سلام آقا مجید .
ما هم بلاگ اسپوتی شدیم.
خواهش می کنم پوزش مرا به خاطر اینکه قبل از تقلید از قالب شما ازتون اجازه نگرفتم بپذیرید .
به هر حال اگر ممکن است لطف کنید و لینک مرا تغییر دهید .
http://mohsenmomeni.blogspot.com/
سلام!
بنظر من از ميان عوامل مؤثر تجدد، نياز جامعه به برقراري ارتباطي ضروري و طبيعي براي مرتفع نمودن نيازهاي تكنولوژيك است، يعني اين نياز بايد عطش شود تا آب را بو بكشد و بيابد.
نه ميتوان با حركتهاي سلبي از قبيل ضايع كردن و تحديد سنت به رشد آن كمك كرد كه البته اين كار اقدامي نادرست است؛ و نه ميتوان با اقداماتي ايجابي روشنفكرها و متجددين را به سنت و مردم سنتي تزريق كرد.
آنچه مهم است زور و تحميل پيش از ايجاد عطشي فراگير كه ناشي از نيازهاي واقعي جامعه است معمولا مقاومتهايي را باعث خواهد شد كه مراتب بلوغ را به تاخير خواهد انداخت. اين يك اصل تربيتي پذيرفته شده است كه بجاي تعارف اجباري آب بايد عطش بصورت طبيعي بوجود آيد، و حتي ايجاد مصنوعي آن هم به نوعي ايجاد اختلال در مراتب رشد جامعه است.
و براي اينهمه ما راهي جز دموكراسي نداريم، كه البته فوران نياز اجتماعي آن زياد دور از دسترس نيست.
آقای زهری سلام،
در مورد پست قبلی تان، درباره هجو دو تا نکته به نظرم می رسد:
1-نوشته اید: "برای اینکار بايستی از خود آغازيد؛ در گفتن ريسک کرد و در مقابل، سطح تحمّل خويش را بالا برد." بیشتر از بالابردن سطح تحمل خویش، باید سطح تحمل مخاطبتان را بالا ببرید.
2-همانطور که هجو روش نوشتاری جذاب و جالبی است. ولی قرار است چه هدفی را برآورده کند؟ عده ای را بخنداند و عده ای را خشمگین کند؟ تأثیر مفید و کاربردی آن چیست؟
به جای «راجع به» خیلی قشنگتر است که بگویید «در مورد»
حمیرای عزیز!
آمدم سوئد یک جلدش را تقدیمت میکنم.
شهلای عزیز!
به اینجور حساسیتها نباید زیاد اهمیت داد و الا آدم سرخورده میشود. این واکنشی طبيعی است و من آنرا پیشبینی کرده بودم.
محسن عزیز!
مبارک است!
سينای عزیز!
بله، ابزار اصلی تجدد تکنیک و تکنولوژی است و در ايران فقط به فضای باز سياسی فکر میشود!
فرانک عزیز!
تاثیر آن در شکستن دگمهای فرهنگی-زبانی است. در بارهی زبان در قسمت دوم گفتوگویم مطالبی گفتهام که شاید پاسخ خودت را آنجا بیابی.
بینام عزیز!
حق با شماست.
قاصدک عزیز!
سپاس از تو مهربان یار.
مجيد زهري عزيز!
از پاسخ و توجهت ممنونم.
در خبر چين با دو لينك بسيار باارزش از درويش پور و فرانكولا مواجهم كرديد كه بايد از شما تشكر كنم.
موضوعات مربوطه از دغدغههاي من بود و هست.
در كامنتي براي فانكولا نوشتم كه يكي از تمهيدات( و تنها يكي از آنها) عملياتي كردن شرايط دموكراسي در ايران است.
بايد كارگاههاي تمرين دموكراسي عملي را در هر كوي برزن فراهم نمود، بنشر من چنين طرحي ممكن بود و هنوز هم هست.
ديروز دولت خاتمي ميتوانست با استفاده از همان قانون اساسي تماميتخواهانه اين امر را اجرايي كند كه نيمه راه رهايش كرد ونكرد.
اما امروز هم هنوز با استفاده از ظرفيتهاي همان قانون اساسي ميتوان اين طرحي را كه من پيشنهادش را چندين سال است در سر ميپروانم عملي كرد.
2) در حاشيهي وبلاگتان از نگاه ياد كرده ايد منهم پستي داشتم در باره ي آيين نگاه كردن(در دنباله آداب درست نوشتن بزرگان)
خوابگرد عزيز به اين نوشته لينك داد بد نيست اگر آنرا بخوانيد.
كيخواستم اين نتيجه را بگيرم كه دريچهي و روزنهي نگاه ما و ديگران بسيار تاثيرگذار است كه معمولا ناديده گرفته ميشود.
ما بايد با چشم غير ايدولوژيك و نسبي و غير قطعي و غير منتسب به حقيقت به اوضاع بنگريم تا بتوانيم نتيجهاي ملي بگيريم.
در اين باره هم سه سال پيش در وبلاگستان و در سايت سياه سپيد با عجله وبصورت دست وپا شكسته مقالاتي نوشتهام در حاشيه لينكش را گذاشتهام.
البته آن متنها بايد براي امروز اديت شوند، چون در فرصتي محدود و در شرايط بدي نوشته شدند.
به هر حال از تلاش و شوري كه براي ارتقاء فرهنگ ميهن عزيزمان از خود مايه ميگذاريد از شما به نوبهي خود ممنونم.
موفق باشيد.
اينهم لينك آيين نگاه كردن:
http://sina-hoda.blogspot.com/2005/08/blog-post_23.html
ارسال یک نظر