البته "مال" ایشون سايته نه وبلاگ!
افرادی را گوشه و کنار همین شهر شیشهای میبينيم که به وبلاگ خود "مخصوصاً" میگویند سایت، تو گويی از اين طريق چيزی گيرشان میآید و اعتباری کسب میکنند! در نگاه اول فکر میکنيم که طرف از روی ناآگاهی به مسائل فنی و ساختار وبلاگ است که به آن میگوید وبسایت، اما کمی که در موضوع باريک میشويم میفهميم که نهخیر، قضيه چيز ديگریست! برای اين افراد، وبلاگنويسی هنوز کار بچههاست و خُب بالاخره اینها -بر عکس بقیه- بزرگ شدهاند ديگر. اينهم خودش مصداق از آنسوی بام افتادن است که طرف از "هيچ" میخواهد امتیاز کسب کند. حکايت رفقایمان اين است که اينقدر در جلد خودبزرگبينی -آنهم از نوع بیپایهی آن- فرو رفتهاند که باورشان شده یک سر و گردن از بقيهی وبلاگنويسان بالاترند. شاید هم بیمحلی جماعت کار خودش را کرده و رفقایمان یک جورهایی میخواهند جبران مافات کنند؟ الله و اعلم!
باز هم هست به جان شما!
4 comments :::
پس سریاله این. چه خبر بوده این بلاگشهر و ما خبر نداریم!!!
مجيد عزيز،
اين مطالب طنز اخير شما قوى هستند. من «وبسايت» ندارم ولى يک کم ترکش اين مطلب من را هم گرفت! پاينده باشى.
با سلام
باز هم من بدبخت لک زده یک مطلبی در این باره نوشته ام .
اگر وقت کردید بخوانید .
بدرود
بخشيد قربان شما كه تحمل نداريد كسي به وبلاگ بگويد سايت آيا از دموكراسي خارج نگشته ايد چطور شما نمي توانيد چيز به اين بي اهميتي راتحمل كرده عكس العمل نشان مي دهيد جاي تعجب است آقا جان
ارسال يک نظر