شنبه، مهر ۰۱، ۱۳۸۵

نعلبنديان و "پوف"

معرفی و انتشار اينترنتی آثار عباس نعلبنديان از کارهای شايسته‌ای‌ست که دوات به آن همّت گمارده است. نعلبنديان نمايشنامه‌نويس باذوقی بود (مسئول "کارگاه نمايش") که بعد از انقلاب، تاب زندگی را نياورد و داوطلبانه خود را از آن معاف کرد. بله، می‌گفتم: نعلبندیان چون ذهنی ايدئولوژيک نداشت و چپ نمی‌زد، از سوی جوّ غالب هنری آن‌دوران به حاشيه رانده شده بود. بعد از انقلاب هم که تکليف نشر ادبيات مستقل معلوم بود و هست. خلاصه اين‌جور آثار سرنوشتی ندارند جز خمیرشدن... و اين است که همّت دوات دوچندان ستودنی می‌شود.
ضمناً شايد گفتن‌اش خالی از فايده نباشد که نعلبنديان، از اولين کسانی بود (شايد هم اوّلی بود) که در کارهايش، فارسی را همان‌طور که خوانده می‌شود نوشت که اين کارش جنجال فراوان به‌پا کرد. مثلاً می‌نوشت: خاهر به جای خواهر، اصلن جای اصلاً يا سندلی به جای صندلی... و الخ.

انتشار سری‌نوشته‌های عباس نعلبندیان ادامه داشت تا رسيد به پوف. رضا قاسمی در معرفی پوف نخست آن‌را از جمله ادبيات اروتيک می‌شمارد و سپس مدعی می‌شود که «پوف از بهترين کارهای نعلبنديان است» که به باور اين نگارنده، اين سخنان پا از گزافه‌گويی فراتر نمی‌گذارند. آن‌چه من از اين نمايش‌نامه دريافتم، ادبياتی رکيک و پرخشونت، با ساختِ پورنو بود که طبعاً به اروتيسم ادبی ربطی ندارد. هر چند وقتی سخن از مجموعه‌آثار يک نويسنده به ميان می‌آيد، منظور مجموعه‌ی آثار اوست، نه بيش نه کم، امّا بحث من نوع ارزيابی ادبی و ارزشگذاری اين اثر است نه انتشار اينترنتی آن. به واقع، هر چقدر نشر پوف سانسورشکنی تلقی می‌شود، نسخه‌ای که آن‌را در آن می‌پيچند، شک و پرسش می‌آفريند.
به نظر منِ خواننده‌‌ و علاقمند به آثار عباس نعلبندیان، در قياس با کاری چون داستان‌هايی از بارش و مرگ، پوف حرفی برای گفتن ندارد.

هیچ نظری موجود نیست: