برای بازخوانی یک متن، دیروز، مقالهی معروف "نویسنده چیست؟" میشل فوکو را باز برگی زدم. این مقاله در سال 1969 به فرانسه منتشر و ده سال بعد به انگلیسی ترجمه شده است. بعضی از نکات آن اما همچنان میتواند موضوع اندیشیدن باشد. مثلاً این دو-جمله:
«چگونه میتوان چند گفتمان را به یک نویسندهی مشخص نسبت داد؟ چگونه میتوانیم کارکرد نویسنده را برای پاسخ به این پرسش بهکار گیریم که با یک فرد روبهرو هستیم یا چند فرد؟»
به زبان ساده، در اینجا فوکو مطرح میکند که یک نویسنده دورههای مختلفی دارد که گاه این دورهها، در تضاد با هم هستند. پس یک فرد با یک شناسنامه، میتواند در جوهر خود چند نویسنده باشد. نیز در جای دیگر مطرح میکند که دوران نویسندگی یک فرد با زمان حیات تاریخی او منطبق نیست، چه شماری از تلاشهای قلمی همین فرد حاصل دوران "نگارندهگی" اوست که "اثر" نیستند و تنها بخشهایی از نوشتههای او این فرد را "نویسنده" کرده است. یعنی بین "نگارنده" (Writer) که میتواند مثلاً یک اعلامیهی دیواری بنویسد با "نویسنده" (Author) که با متن ارتباط ارگانیک دارد و آفرینندهی آن است فرق است. همچنین فوکو "مناسبات قدرت" را در متن رد میگیرد که موضوعی قابل اعتنا و از مباحث مورد علاقهی نویسنده است، ولی به بحث ما اینجا بیارتباط است.
با خواندن این دیدگاهها ما میفهمیم با متفکری پیچیده طرف هستیم که میداند چگونه در لالوی معانی مانور دهد و موی از ماست مفاهیم بکشد. از این متن چند صفحهای، بهروز شیدا* ترجمهای بهدست داده که بیشتر باید گفت چکیده و اقتباسی از متن اصلی است برای توضیح "تئوری گفتمان" میشل فوکو. با این وجود، شیدا با دقتی مثلزدنی، مفاهیم پایه در متن را بدون دستکاری و با وفاداری به زبان فوکو، در ترجمهی خود گنجانده است. طبق معمول، کنجکاو شدم که ببینم آیا ترجمهی دیگری از این متن به فارسی موجود است؟
ظاهراً این جستار به فارسی نیز برگردانده شده است، زیر عنوان "مولف کیست؟" متن فارسی را نخواندهام، اما همینکه عنوان کلیدی مقاله غلط ترجمه شده، شاید بشود به فهم عمیق مترجم از متن شک کرد! عنوان مقالهی فوکو (What is an Author?) است که واژه به واژهی آن با دقت انتخاب شده است.
برای درک این مقاله، نخست باید به تفاوت دو واژهی Author و Writer توجه کرد. این دو مفهوم-واژه هر چند اینروزها در متنهای انگلیسی نیز جابهجا بهکار میروند، اما گویای مفاهیم متفاوتی هستند. در زبان فارسی البته چنین تفکیکی وجود ندارد، ولی برای فهم نظریهی فوکو، ما لازم است این تفاوت محتوایی را بشناسیم.
Author ایدهای را میآفریند و مناسبات معنایی آنرا میسازد و ورز میدهد. او ایده را میآفریند، توسعه میدهد و به گفتوگو میگذارد. از این رو او خالق اثر است. تئوریهای ادبی یا علوم سیاسی همه حاصل کار Author هستند.
Writer کسی است که ایدهای را که دیگری خلق کرده به شکلی تحلیل و بیان میکند. او خالق ایده نیست؛ تنها شرحدهندهی آن است. روزنامهنویسها یا زندگینامهنویسها از این جملهاند.
آثار ادبیای که از لحاظ فرم یا محتوا یگانه هستند و در آنها مفهومی خلق میشود، Author دارند. آثار ادبیای که موضوعی قبلاً آفریدهشده را نوسازی میکنند و از سویی دیگر شرح میدهند، حاصل کار Writer هستند.
نکتهی دیگر، تنها کسی Author خوانده میشود که اثرش منتشر شود (کاغذ یا اینترنت). ایده در حد گفتاری یا حتا شخصینویسیهای روزمره، فرد را Author نمیکند؛ ایده باید ثبت شود تا شناسنامه بگیرد.
با توجه به تعاریف بالا، آنچه فوکو در پی توضیحاش برآمده، ماهیتشناسی ایندو واژه و تفکیک آنها از یکدیگر بوده است. بعنی جستار فوکو پدیدارشناختی است و از این رو آگاهانه What (چیست) را به جای Who (کیست) بهکار برده است. فوکو در مقالهی خود موفق میشود که ایندو را از هم تمیز دهد و بازشناساند.
شوربختانه در فارسی، دو واژهی "نگارنده" و "نویسنده" برابرنهاد مناسبی برای Writer و Author نیستند. امیدوارم توضیح من توانسته باشد از مراد فوکو رونمایی کند.
:: متن اصلی مقاله: What is an Author?
:: بهروز شیدا دارای دکترای ایرانشناسی، منتقد و پژوهشگر ادبی ساکن سوئد است.
:: بهروز شیدا دارای دکترای ایرانشناسی، منتقد و پژوهشگر ادبی ساکن سوئد است.
