نشانهشناسی يک تصوير
از نظر من، مقولهی هنر هميشه فرای سياست میايستد. معتقدم براندازکردن موضوعات با عينک سياست، حتا اگر آن موضوعات در اساس سياسی باشند، بدترين و سطحیترين نوع نگاه است. دغدغهی ذهنی من اين است که اگر موضوعی نظرم را جلب کرد، در حد بضاعت خودم رگههای هنری آنرا بيرون بکشم و قبل از هر چيز، "نشانهشناسی"اش کنم.
نگاه دقيق و معنایی به هستی، بدون کمکگرفتن از خلاقيت هنری ممکن نيست. به همين دليل است که در طول تاریخ مدرن بشر، تمام مکاتب و نظريات در حوزهی علوم انسانی، بر ارتباط خود با زبان و ادبيات پا فشردهاند. همين امروز هم، آميزش و پيوستگی تئوریهای ادبی با فلسفه، جامعهشناسی، مردمشناسی، علوم سياسی و ... را مشخصاً میبينيم، و میبينيم که تئوريسينهای اين علوم (اگر بشود نام علم را بر مجموعهای تئوریک گذاشت) در حوزهی زبان و ادبيات هم نظر میدهند.
اين ابزار هنر است که به ما میگويد يک متن يا تصوير، فارغ از پيام متنیای که ارائه میکند، حامل تعدادی "نشانه" است. فهم تماميت يک متن يا تصوير، بدون شناخت اين نشانهها کامل نمیشود. به عبارتی، "نشانهشناسی" (Semiotics) يک متن، تصوير يا فيلم، مسير کالبدشکافی و تشريح آن است. بنابراين، خواندن يک متن و برگذشتن از آن -بیتوجه به نشانهها-، سطحینگری در متن است.
در قلمرو اکتيويسم، نشانهها گاه به شکلی مشخص به ياریِ رساندن پيام میآيند. برای مثال، ما اغلب میتوانيم يک فمينيست را در غرب، بدون خواندن خطّی از او و فقط بر اساس شکل و وضع ظاهریاش شناسایی کنيم. در اينجا ظاهر (فرم) ويترينی شده است برای بازتاباندن يک نگرش (ايدئولوژی، فلسفه و الخ). اکبر گنجی، پس از اعتصاب غذای طولانی خود که از زندان آزاد شد، با آن ريش بلند و موهای ژوليده و هيبت مندرس، بدون کلامی و تنها با همان وضع ظاهریاش، از آنچه بر او رفته بود گفت. استفاده از نشانه برای جلب توجه به هدف رساندن پيام، در غرب روش شناختهشدهای است که در ايران چندان ديرپا نيست.
موضوع دستگيری زنان که پيش آمد، آنچه در ذهنم جرقهای زد، تصوير متفاوتی بود که در ميان ديگر تصاوير خودنمايی میکرد. برای کسانی که مسائل سياسی ايران را پیگيری میکنند، خود حرکت و دستگيری اهميت داشت؛ برای من که سالی است از اين وادی بدورم، بيرونکشيدن نکتهی چشمنواز و نو ماجرا از ميان تکرار مکررات مهمتر بود. اخبار بد، توليد فرسايشی ايران ماست و من ديریست مصرفکنندهی اين محصول نيستم.
در ميان گروه زنان، چهرهای وجود داشت که با Fashion زنان دورهی قاجار (روبندهی سفيد خاص و چادر مشکلی...) و نيز آرايش غليظ، خودنمايی میکرد. دوگانهگی اين چهره، از يکسو پوششی که نمایندگی از طرز فکری عميقاً مذهبی و Old Fashion میکرد و از سوی ديگر آرايش کامل و غليظ وی که زن جوان امروزی را به ذهن تداعی میکرد، به انگيختن مخاطب بيشتر دامن میزد: هر سمت، ديگری را نشانه میگرفت و هر سمت، همچون شگرد ساختِ يک ديالوگ در نمايشنامه، در کارِ برجستهکردن و معنیبخشيدن به دیگر سمت بود. از جدال و برخورد دو هويت مختلف، هويتی دوگانه سر-بر-میآورد که يکتا بود. اين دوگانهگی، ذهن مخاطب را غلغلک میداد.
اگر تصوير و طرز خودنمايی (Show Off) آزاده فرقانی نبود، نشر سخن او چندان گستره نمیيافت. ابتکار حضور در دادگاه با اين هويت دوگانه و همچنين هنر عکاس دست به دست هم دادند تا اين زن گمنام بيش از بقيه در مرکز توجه قرار گيرد. به راستی کدام سرگذشتنامه یا نوشتهی زنان بازداشتشده به اندازهی نامهی آزاده فرقانی بازتاب داشت؟ در واقع اين نکتهی کليدی ماجراست: برای رساندن بهتر پيام بايستی فرم را بهخدمت گرفت. به اين مسئله کاری ندارم که اين خانم کدام طرز فکر را نمايندگی میکند و اصولاً حرفش چيست (اينها وظيفهی تحليلگران سياسی است نه من). به اين احتمال هم کاری ندارم که ممکن است جریان و سيستمی پشت طرح ماجرا باشد (که باز موضوع مورد علاقهی من نیست). آنچه برايم مهم است امّا نحوهی رساندن پيام است، يعنی جنبهی هنری ماجرا. او در اين کار موفق شد.
:: خاستگاه:
حکايت آن تصوير
:: چند نگاه تئوريک:
شرح کلّی تئوری "نشانهشناسی" : Semiotic Theory
نشانهشناسی پايه: Semiotics for Beginners
مختصر و مفيد: Toward a Mutual Interplay Between Psychology and Semiotics
Brief on semiotics of images and pictorial concepts : [+]
پارهای از متنی کلاسيک از چارلز پيرس، تا حدّی مرتبط : Signs and their objects
نگاه دقيق و معنایی به هستی، بدون کمکگرفتن از خلاقيت هنری ممکن نيست. به همين دليل است که در طول تاریخ مدرن بشر، تمام مکاتب و نظريات در حوزهی علوم انسانی، بر ارتباط خود با زبان و ادبيات پا فشردهاند. همين امروز هم، آميزش و پيوستگی تئوریهای ادبی با فلسفه، جامعهشناسی، مردمشناسی، علوم سياسی و ... را مشخصاً میبينيم، و میبينيم که تئوريسينهای اين علوم (اگر بشود نام علم را بر مجموعهای تئوریک گذاشت) در حوزهی زبان و ادبيات هم نظر میدهند.
اين ابزار هنر است که به ما میگويد يک متن يا تصوير، فارغ از پيام متنیای که ارائه میکند، حامل تعدادی "نشانه" است. فهم تماميت يک متن يا تصوير، بدون شناخت اين نشانهها کامل نمیشود. به عبارتی، "نشانهشناسی" (Semiotics) يک متن، تصوير يا فيلم، مسير کالبدشکافی و تشريح آن است. بنابراين، خواندن يک متن و برگذشتن از آن -بیتوجه به نشانهها-، سطحینگری در متن است.
در قلمرو اکتيويسم، نشانهها گاه به شکلی مشخص به ياریِ رساندن پيام میآيند. برای مثال، ما اغلب میتوانيم يک فمينيست را در غرب، بدون خواندن خطّی از او و فقط بر اساس شکل و وضع ظاهریاش شناسایی کنيم. در اينجا ظاهر (فرم) ويترينی شده است برای بازتاباندن يک نگرش (ايدئولوژی، فلسفه و الخ). اکبر گنجی، پس از اعتصاب غذای طولانی خود که از زندان آزاد شد، با آن ريش بلند و موهای ژوليده و هيبت مندرس، بدون کلامی و تنها با همان وضع ظاهریاش، از آنچه بر او رفته بود گفت. استفاده از نشانه برای جلب توجه به هدف رساندن پيام، در غرب روش شناختهشدهای است که در ايران چندان ديرپا نيست.
موضوع دستگيری زنان که پيش آمد، آنچه در ذهنم جرقهای زد، تصوير متفاوتی بود که در ميان ديگر تصاوير خودنمايی میکرد. برای کسانی که مسائل سياسی ايران را پیگيری میکنند، خود حرکت و دستگيری اهميت داشت؛ برای من که سالی است از اين وادی بدورم، بيرونکشيدن نکتهی چشمنواز و نو ماجرا از ميان تکرار مکررات مهمتر بود. اخبار بد، توليد فرسايشی ايران ماست و من ديریست مصرفکنندهی اين محصول نيستم.
در ميان گروه زنان، چهرهای وجود داشت که با Fashion زنان دورهی قاجار (روبندهی سفيد خاص و چادر مشکلی...) و نيز آرايش غليظ، خودنمايی میکرد. دوگانهگی اين چهره، از يکسو پوششی که نمایندگی از طرز فکری عميقاً مذهبی و Old Fashion میکرد و از سوی ديگر آرايش کامل و غليظ وی که زن جوان امروزی را به ذهن تداعی میکرد، به انگيختن مخاطب بيشتر دامن میزد: هر سمت، ديگری را نشانه میگرفت و هر سمت، همچون شگرد ساختِ يک ديالوگ در نمايشنامه، در کارِ برجستهکردن و معنیبخشيدن به دیگر سمت بود. از جدال و برخورد دو هويت مختلف، هويتی دوگانه سر-بر-میآورد که يکتا بود. اين دوگانهگی، ذهن مخاطب را غلغلک میداد.
اگر تصوير و طرز خودنمايی (Show Off) آزاده فرقانی نبود، نشر سخن او چندان گستره نمیيافت. ابتکار حضور در دادگاه با اين هويت دوگانه و همچنين هنر عکاس دست به دست هم دادند تا اين زن گمنام بيش از بقيه در مرکز توجه قرار گيرد. به راستی کدام سرگذشتنامه یا نوشتهی زنان بازداشتشده به اندازهی نامهی آزاده فرقانی بازتاب داشت؟ در واقع اين نکتهی کليدی ماجراست: برای رساندن بهتر پيام بايستی فرم را بهخدمت گرفت. به اين مسئله کاری ندارم که اين خانم کدام طرز فکر را نمايندگی میکند و اصولاً حرفش چيست (اينها وظيفهی تحليلگران سياسی است نه من). به اين احتمال هم کاری ندارم که ممکن است جریان و سيستمی پشت طرح ماجرا باشد (که باز موضوع مورد علاقهی من نیست). آنچه برايم مهم است امّا نحوهی رساندن پيام است، يعنی جنبهی هنری ماجرا. او در اين کار موفق شد.
:: خاستگاه:
:: چند نگاه تئوريک:
برچسبها: پيرامون زبان, کوششهای نظری



9 پيام:
حالا اين نوشته شما در مورد اين خانم که آرزو داريد گل ايشان را ببوييد را يک آدم خوش تیپ و قد بلند با موهای پر پشت و قيافه قشنگ و مردانه اش نوشته بود هيچ حرفی نداشت
سال نو مبارک!
مجید زهری عزیز نوروز بر شما فرخنده باد.
سالی توام با سلامتی کامل را برایتان آرزومندم .
ارادتمند
آشیل
سال 7029 میترایی آریایی، 3745 زرتشتی، 2566 شاهنشاهی و 1386 خورشیدی. اگرچه پیامبر 1386سال پیش هجرت کردند ولی سرزمین آریایی من 5644 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2360 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1181 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید. پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1386 سال می باشد. بر سرزمین خود ببالید نوروزتان پیروز سال خوبی رو براتون آرزو دارم
ظاهرا این نوشته ی دومتان تلاشیست بعد از آن نوشته ی زیبای قبلی تا نشان بدهید گاهی هم می توانید جور دیگری به ماجراهای مربوط به زنان نگاه کنید . در جواب یکی از کامنت های متن قبلی از نافرمانی و خودمختاری آلت تناسلی حرف زده بودید . متن جدید نشان می دهد که ظاهرا گاهی هم می توانید تلاش های موفقی در زمینه کنترل این عضو شریف خودمختارتان داشته باشید . دوستانه توصیه می کنم تلاش هایتان را بیشتر کنید آقا . این طور شاید ترشحات نابه جای آن عضو کمتر به چشم و گوش و مغز و قلمتان بزند و مایه آبروریزی شود . عیدتان مبارک و سال نوی بهتری برایتان آرزو می کنم .
لحظه های نو مبارک
بابا اين حرف هاي قلمبه سلمبه را ول كن مثل همون "حكايت ان تصوير بنويس. تازه اين سايت داشت حال مي داد
شما هم از این جوجه بسیجیها چه انتظاراتی دارید ها
LOL
These are just useless
از بدبختی های بشر ست که تلاش می کند لحظه هایی را که به تند ترین باد ها غسل سلامت گرفته اند برای بیمار ترین اذهان توجیه کند
پ.ن:
با فرض اینکه این نوشتار در ادامه ی نوشتار قبلی شماست وگرنه به عنوان نوشتاری به موازات آن ، نه در همان اندازه،اما قابل ستایش ست
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی