یکشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۸۵

بازی با توپ ديگران؟

من هيچ‌وقت با توپ کسی بازی نمی‌کنم. بازی‌هايی را که بعضاً افراد غرض‌ورز سعی می‌کنند من‌را به درون آن بکشند زير نظر می‌گيرم و انگيزه‌شناسی می‌کنم، امّا هيچ‌وقت به آن پا نمی‌گذارم. ورود به بازی غرض‌ورزان، رسميت‌بخشيدن به آن‌ است. من اصول خودم را برای بازی دارم.
جسارتِ آدم‌های شديداً آسيب‌پذير، در ورود به بازی‌هايی که اصولاً بازیکن آن نيستند، فقط مايه‌ی خنده‌ است برايم. بعضی با اين گمان که "الآن بهترين فرصت است"، شروع می‌کنند به چنگ‌ودندان نشان‌دادن، غافل از اين‌که با هول‌بازی، فقط دست خودشان را رو کرده‌اند. يادشان می‌رود تنها کسانی می‌توانند رو بازی کنند که کم‌تر آسيب‌پذير باشند. نيز يادشان می‌رود که در جنگ، حريف تا موقعی به اصول اخلاقی پابندی نشان می‌دهد که خطر شکست او را تهديد نکند؛ پای شکست که به‌ميان آمد، همه‌چيز را زير پا می‌گذارد که فقط پيروز شود. تنها انديشه در جنگ پيروزی ا‌ست. تنها آدم‌ها متعصب نادان برای مردن و باختن می‌جنگند.