روز جمعه، پليس تورنتو خبر داد که چندیست زنی به اسم Robin Lee St. Clair را دستگير کرده است. قضيه اين زن 26 ساله -که از سال 2003 ناقل HIV است- اين بوده که در کلابها و محلهای تجمع و تفریح، با مردها آشنا میشده و با آنها آگاهانه همخوابهگی بدون کاندوم میکرده. جان کلام اينکه خانم سنتکلر، چهار سال است کارش شکار و انتقال ويروس ايدز به مردان است!
سنتکلر بعد از شکايت مردی دستگير میشود که شب قبل با او همخوابهگی داشته. مرد گفته است که بعد از پايان همخوابهگی، خانم به او میگويد که ناقل HIV است. ترجمهی سادهی اين عمل: قربانی را از قربانیبودناش مطلع کنی!
طبق قوانين بهداشت کانادا (Section 22)، چنين فردی که در فهرست ناقلين HIV نامش ثبت بوده و طبعاً بايستی تحت کنترل بوده باشد، بايد از هر گونه عملی که به سلامت جامعه صدمه بزند پرهيز کند. از لحاظ اخلاقی هم، لااقل لازم بوده اين خانم "قبل از همخوابهگی" و نه "بعد از آن" به مردها بگويد که ناقل HIV است.
تا به حال 16 مرد از این زن شکايت کردهاند. پليس معتقد است تعداد واقعی این افراد بايد خيلی بيشتر از اينها باشد. با توجه به اين واقعيت که در بين مردهايی که با زنان مبتلا به HIV همخوابهگی بدون کاندوم انجام میدهند، فقط بين 20 تا 30 درصد امکان ابتلا وجود دارد، میشود گسترهی فعاليت اين زن را حدس زد.
وقتی کسی تدريجاً به سمت مرگ میرود و تمام مراکز بهداشتی و دولتی -و احتمالاً دوستان و آشنايان- هم اين موضوع را میدانند، عذاب روحی وحشتناکی تمام مدّت بر او سنگينی میکند. نگاه جامعه نيز به فردی که ايدز دارد با فردی که مثلاً سرطان دارد يکسان نيست. بيماری ايدز به مقولهی "ارتباط جنسی" و سکس گره خورده که همچنان برای بشر تابو است. اين يک سمت موضوع است. امّا به گمانم نشود رفتار آگاهانهی و جنایتکارانه کسی را که میگويد "حالا که من دارم میميرم، بگذار بقيه هم بميرند" يا "چون من از يک مرد اين بيماری را گرفتهام، بگذار همهی مردها را بیمار کنم" توجيه کرد.
...
نفرت چيز بدی است...
سنتکلر بعد از شکايت مردی دستگير میشود که شب قبل با او همخوابهگی داشته. مرد گفته است که بعد از پايان همخوابهگی، خانم به او میگويد که ناقل HIV است. ترجمهی سادهی اين عمل: قربانی را از قربانیبودناش مطلع کنی!
طبق قوانين بهداشت کانادا (Section 22)، چنين فردی که در فهرست ناقلين HIV نامش ثبت بوده و طبعاً بايستی تحت کنترل بوده باشد، بايد از هر گونه عملی که به سلامت جامعه صدمه بزند پرهيز کند. از لحاظ اخلاقی هم، لااقل لازم بوده اين خانم "قبل از همخوابهگی" و نه "بعد از آن" به مردها بگويد که ناقل HIV است.
تا به حال 16 مرد از این زن شکايت کردهاند. پليس معتقد است تعداد واقعی این افراد بايد خيلی بيشتر از اينها باشد. با توجه به اين واقعيت که در بين مردهايی که با زنان مبتلا به HIV همخوابهگی بدون کاندوم انجام میدهند، فقط بين 20 تا 30 درصد امکان ابتلا وجود دارد، میشود گسترهی فعاليت اين زن را حدس زد.
وقتی کسی تدريجاً به سمت مرگ میرود و تمام مراکز بهداشتی و دولتی -و احتمالاً دوستان و آشنايان- هم اين موضوع را میدانند، عذاب روحی وحشتناکی تمام مدّت بر او سنگينی میکند. نگاه جامعه نيز به فردی که ايدز دارد با فردی که مثلاً سرطان دارد يکسان نيست. بيماری ايدز به مقولهی "ارتباط جنسی" و سکس گره خورده که همچنان برای بشر تابو است. اين يک سمت موضوع است. امّا به گمانم نشود رفتار آگاهانهی و جنایتکارانه کسی را که میگويد "حالا که من دارم میميرم، بگذار بقيه هم بميرند" يا "چون من از يک مرد اين بيماری را گرفتهام، بگذار همهی مردها را بیمار کنم" توجيه کرد.
...
نفرت چيز بدی است...
۴ نظر:
سلام.نوروزت مبارک
واقعا متاثر شدم.هم برای آن زن.و هم برای آن مردان.ای کاش آدمها ئانه های دلشان پیدا بود.
شاد باش و دیر زی
آدرس وبم رو نمی دونم نوشتم یا نه.وقت کردی یه شهر من بیا
سلام.در اين که اون خانم يک بيمار روانی هست،شک نبايد کرد.درست مانند مردی که از رنی در عشق شکست خورده،يا مادرش با او بد رفتاری ميکرده،شروع ميکند به کشتن هر زنی که سر راهش قرار ميگيرد.ولی در اين مورد خيلی بدتر است،چون جسد ها تا مدتها پنهان ماندند.
درود
دنيا را برايت شاد شاد و شادي را برايت دنيا دنيا خواستارم
نوروز پيروز
ارسال یک نظر