جمعه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۶

Attitude ما

گاه می‌شود از زبان کسی جمله‌ای می‌شنويم يا بر برگی چيزکی می‌خوانيم که درجا میخ‌کوب‌مان می‌کند! گاه آن‌ جمله طوری تکان‌مان می‌دهد که افسوس می‌خوريم چرا قبلاً به فکرمان نرسيده و چرا خود گوینده‌اش نيستيم. حرف نغز، مثل بنزين سوپر می‌ماند برای مغز. حالا کاری نداریم که ژيان بعضی‌ها سوپر نمی‌خورد!
امروز روی پوستری تبليغاتی، اين جمله نظرم را جلب کرد:
Attitude is a little thing that makes a big difference.
گشتم، ديدم حرفِ چرچيل بوده انگار. Attitude را به تبعيت از آريان‌پور شايد بشود "طرز برخورد" یا "حالت" انسان ترجمه کرد که البته پُربيراه نیست. امّا اتِتود، برای آن‌ها که زندگی‌شان به دنيای انگليسی‌زبان گره خورده، واژه‌ای‌ست بس نزدیک و آشنا که احتياجی به لغت-معنی ندارد.

اتِتود، بسته به خوب يا بدش، می‌تواند انسانی را دلچسب يا نچسب کند؛ ديگران را به سمت‌اش بکشد یا از او براند. در واقع قبل از هر چيز، قبل از اين‌که از خود به ديگران شناخت بدهيم و اثبات کنيم درون‌مان چيست، شکل اتِتود ماست که نوع ارتباط‌مان را با پيرامون تعيین می‌کند. در جهان کاپيتاليستی -که دورشدن چه آسان و نزدیک‌شدن بس سخت است- مرام، معرفت، منش، مهربانی، کيفيت‌های روحی و اخلاقی همه مهم است، امّا در ميان فهرست مهم‌ها، اتتود جايگاهی ويژه دارد. اتِتود، برانگيزنده‌ترين واکنش انسانی‌ است.
گاهی انسان از طرز نگاه خودش خبر ندارد. گاه بدون اين‌که خودش متوجه باشد، به شکل آدمی ظنين ديگران را می‌نگرد. خودش هم به این موضوع حواس‌اش نيست. اخم گاه از صورت بعضی‌ها نمی‌رود. شايد آدم‌های بشاشی‌ هم باشند، امّا صورت‌شان سازی دیگر می‌زند. یکی هست که واکنش‌های سريع‌اش در گفت‌وگو، طرف مقابل را به عقب‌نشینی يا موضع‌گيری وامی‌دارد؛ به‌طور کاملاً اتوماتيک و البته ناخواسته. در مقابل کسی هم هست که با همان نگاه مهربانش دل می‌برد. گرمی صدایش کرترين گوش‌ها را شنوا می‌کند. تو دوست داری تماماً گوش شوی و فقط بشنوی او را. کسی هست که آرامش‌ سنگين‌اش وجود مخاطب را تمنا می‌کند به نشست‌وبرخاست با او. با آن دیگری که هستی، فکر می‌کنی چقدر راحت می‌توانی او را محرم رازت کنی. باز هم از اين دو سو می‌شود نمونه آورد...

اتِتود مثبت را می‌شود در خود پرورش داد... بايد پرورش داد. اين‌که تلاش کنيم انسان بهتری باشيم رمز بقای انسانيت است، ولی انسان خوب هم ممکن است با کلامش، نوع نگاهش، طرز برخوردش و ... خراشی بیاندازد بر دلی که تا عمر باشد خون‌چکان بماند. از اتِتود خود غافل نشویم.

۳ نظر:

ناشناس گفت...

تا انجائی که من میدانم بهترین ترجمه و رسا ترین برای attitude
"نگرش"
هست

hadi khojinian گفت...

من در این ور آب بهتر زندگی را حس می کنم می دانی چرا چون پس از مدتها با خودم خلوت کرده ام و به این جا رسیده ام اگر شاعر زندگی باشیم و مهربانی را سرلوحه زندگی خودمان بکنیم به دور از همه آن اندیشه ای که ایرانی ها دارند که هنر نزد ایرانیان است و بس می شود به انجا رسید که زندگی خودمان را دست خود بگیریم و دوباره به دوران کودکی برگردیم با این پیش فرض که تجربه خودمان را داشته باشیم.به زندگی زلال تر نگاه کنیم و بخشش را نیز فراموش نکنیم

مانی بختیار(سرود زرتشت) گفت...

با درود
مجید عزیز، نوروزی پر از شادی و لبخند داشته باشی