بددهنی گاهی خفت بعضی را چنان محکم میچسبد که راحتشدن از دستش به اين سادهگیها ممکن نيست. يعنی آتشی است که بايد يکجور، از یکجا شعله بکشد. البته علّت روانشناختی دارد. آدم که احساس ناامنی کند، میخواهد دور خودش "ديوار دفاعی" بکشد تا از گزندهای احتمالی مصون بماند. در اينجا، مکانيسم دفاعی انسان بهطور خودکار عمل میکند، مثل موقعی که دستی به سمت چشم ما میآيد و بیدرنگ پلک میزنيم؛ بسته به ضعف يا قوّت اعصاب ما.
ممکن هم هست که پیآمد نظام فضای بیمرز باشد که چارچوب سنتی اخلاق را به چالش میگيرد؟ هر چه هست، اينها توجيه بددهنی نیست... که بددهنی اصولاً توجيهبردار نيست.
ممکن هم هست که پیآمد نظام فضای بیمرز باشد که چارچوب سنتی اخلاق را به چالش میگيرد؟ هر چه هست، اينها توجيه بددهنی نیست... که بددهنی اصولاً توجيهبردار نيست.