یکشنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۳

ضميمه‌ای بر "غلط-نامه"ها (بخش نخست)

«عقل و زبان سالم ملازم يک‌ديگرند. زبان نه صرفاً وسيله‌ی بيان تفکر، که جزيی از ذات خود تفکر است. زبانی نارسا و نژند، حکايت از تفکر و عقلی پريشان دارد
ميلانی، عباس. تذکرةالاوليا و تجدّد. مجلّه ايران‌شناسی، سال 4، ش 1، بهار 1371، ص 50.

مقدمه:
این‌که حرکتِ سیّدرضا شکراللّهی و دوستانش -‌چون دامون مقصودی‌- در پیراستن نگارش فارسی بسیار سودمند و باارزش است، چندان نیاز به تکرار و تأکیدِ هم‌چون منی ندارد. فقط بایسته است از کنار این مهم نگذریم که: برای آن‌که در جهانِ رو به پیوستگی کنونی، سهم و دستی در ادب و فرهنگ داشته باشیم، ملزم به پی‌ريختن آيين نگارشی بابنيادی هستيم که از هر جهت يکدست، و با جهان مدرن هم‌خوان باشد. جالب اين‌جاست که ما ايرانيان، با روی‌آوردن به نوشتن رايانه‌ای، به حدّ قابل توجهی زبان فارسی را گسترانيده‌ و امروزه نيز، در پالودن رسم نگارش‌اش با زبان‌هايی کليدی هم‌چون فرانسه و اسپانيايی و آلمانی پهلو می‌زنيم.
خوب نوشتن و دانستن زبان يک بخش است و رعايتِ فاصله‌گذاری و علامت‌گذاری، بخشی ديگر و مکمل‌اش. هيچ تعهّدی نيز در کار نيست که "دبيری" آيين نگارش را تمام و کمال بداند و به‌کار بندد؛ اگر دانست و به‌کار بست، البته امتيازی بزرگ در کف دارد. آن‌چه مسلّم است، بسياری از اصول راهنمای نگارش همانا شاخصه‌های نگارشی‌يی است که پيش‌گامان خط رايانه‌ای -يعنی آمريکايی‌ها در زبان انگليسی- پی‌ريخته‌اند. اين‌روزها فرانسویان نيز که خود مدّعی آيين نگارش‌اند، با وجود امتناع و صف‌آرايی فرهنگی در مقابل زبان انگليسی، به آيين نگارش پيراسته‌ی انگليسی-آمريکايی (منظور علامت‌گذاری) -رفته‌رفته- گردن می‌نهند. به باور اين قلم و به همين خاطر، پيروی از اين آيين (البته با الحاق و فاکتورگيری چند ويژگی زبانی در علامت‌گذاری‌ها که به آن اشاره خواهد شد) و دوری از درهم‌آميزی ديگر سبک‌ها و شگردها از زبان‌های ديگر، پيراستگیِ آيين نگارش فارسی را حفظ و تضمين خواهد کرد. ناگفته نگذارم که از پيش‌تر، فصل‌نامه‌ی وزينِ "ايران‌شناسی" -زير نظر استاد دکتر جلال متينی و تنی چند از اساتيد برجسته‌ی تاريخ و فرهنگ ايران- با کوششی چشمگير، الگوی قابل قبولی از آيين نگارش را ارايه کرده‌اند که من خود نيز از آن در اين صفحه بهره می‌برم. در کنارش، کوشش‌های نشريه‌ی آدينه نيز واجد اشاره است. تلاش سيّدرضا شکراللّهی و دوستانش از آن‌جايی که از ويژگی "تارنمايی" برخوردار است، جلوه‌ی ديگری از کار تواند بود که ايجاد هم‌آوايی بين آن و "ايران‌شناسی" و ديگرانی که در همين زمينه می‌کوشند، در بالندگی‌اش تسريع کرده در تثبيت آيين نگارش سهم به‌سزايی خواهد داشت.
ادامه دارد...