ايران که بودم، مدّتی "موسسه ملّی زبان" میرفتم. در ابتدای ورود، نخستين نکتهای که نظرم را جلب کرد، "حرفِ تعريف" بود. سپس آموختن آلمانی را که آغازيدم، ديدم حرف تعريفِ يکی-يکدانهی انگليسی (The) به سه تا (Die ، Der و Das) افزايش يافت! دشواری استفادهی بهجا از حرف تعريف فوراً من را به اين نتيجه رساند که "حرف تعريف عجب چيز مزخرفیست"! به خارج که آمدم و با انگليسی آشنا شدم، دريافتم که يکی از ضعفهای زبان فارسی، نداشتن همين حرف تعريف است.
میدانيم که در انگليسی، اسمی مشخص را با حرف تعريف همراه میکنند، مانند: The Book که کتاب مورد بحث و مشخصی را معنی میدهد. در مقابل، موقعی که میخوانيم A Book، اين کتاب، هر کتابی میتواند باشد. در فارسی میدانيم که معمولآ از واحد "يک" قبل از اسم استفاده نمیکنند و بهجای مثلاً "برايت يک کتاب خريدم" مینويسند: "برايت کتابی خريدم". شنيده بودم عدّهای از روی امتناع، حتا کاربرد اين "يک" را نوعی غربزدگی و دستاندازی و هجوم زبانهای خارجی به فارسی شمرده بودند! از آنسوی، ما حرف تعريف هم نداريم و در هر دو شکل از همان "ی" الحاقی به آخر اسم استفاده میکنيم. بنابراين، نشاندادن "اسم خاص" و اسم عام" (بهتر است بگويم "اسم غير مشخص") کاری ناممکن است. با اين تفاصيل، چه چارهای میتوان انديشيد؟
اگر به تيتر اين نوشته دقّت کنيد، متوجه میشويد که من غلطنامه را در ميان اين علامت "" قرار دادهام، بهاين شکل: "غلط-نامه". ضمناً برخلاف رسم خودم -که غلطنامه را فقط با نيم فاصله مینويسم- در مياناش خط فاصلهای نهادهام. در نگاه خواننده اين عمل به چه تعبير میشود؟ میرساند که کلمهی مرکّب غلطنامه، علاوه بر حمل معنای لغوی خود، به "مکان"ی نيز نظر دارد و وقتی خواننده متن را میخواند، متوجه میشود که اين مکان خانهی خوابگرد است، چه هماوست که يادداشتهايی را با چنين عنوان (غلط-نامه) و شيوهای نگاشته است. پس، من برای ايجاد پيوند بين نوشتهی خودم و نوشتهی خوابگرد و نشان دادن اينکه اين يادداشت مجرد نيست و ضميمهی يک يادداشت ديگر است، واژهی "غلط-نامه"ی او را مورد استفاده قرار دادهام. ضمناً اضافات خود را خارج از چارچوب اين علامت "" و بدون هيچ فاصلهای نوشتهام، اينطور: "غلط-نامه"ها و يا "غلط-نامه"ی خوابگرد. به اين طريق، اسم مرکّب "غلط-نامه" چون حالت گفتآورد (نقل قول) را دارد و از مکانی وام گرفته شده است، با قرار گرفتن در ميان علامت "" به "اسم خاص" تبديل شده است.