دوشنبه، مهر ۱۳، ۱۳۸۳

چند دليلِ وبلاگ‌نويسی

انگيزه‌ی اين نوشته، وامدار اين‌دو يادداشت است، هرچند به قصد ورود به آن بحث نگاشته نشده است: "وب‌لاگ‌نويسی: دفاع از خودم" به‌قلم کاتب کتابچه و "سلامي دو باره" نوشته‌ی داريوش آشوری. اضافه کنم: نکاتی که مطرح خواهند شد ابداع من نيستند، بل‌که اغلب ديدگاه‌هايی‌اند که در ميان مراودات دوستانه و يا در بين همين وبلاگ‌ها يافته‌ام که مرا به گشايش اين دفتر ترغيب کرده‌اند.

دکتر عباس ميلانی -در "تجدّد و تجدّدستيزی"‌اش- مطرح می‌کند که "مقاله‌نويسی، از ارکان تجدّد و خود مولود تجدّد است(نقل به مضمون). اين قول به اين شکل تأويل‌پذير است که شتاب‌گرفتن جامعه و ارزش‌يافتن زمان، نوشتارها را نيز از شکل دراز و چندجلدی، به کوتاه و چارچوب‌دار تبديل می‌کند. در عرصه‌ی ادبيات نيز، "داستان کوتاه" پس از "رمان" پديد آمد، چه هرچه می‌گذشت و می‌گذرد، شتاب و ارزشِ زمان نيز بيشتر می‌شود. شکّی نيست که شتاب، به شتاب‌زدگی می‌انجامد و پژوهش‌های فراخ‌دامن را با اشکال روبرو می‌کند، امّا موضوعات متنوع‌تری را نيز به درون حلقه‌ی تفکّر می‌کشد و دانش را وسعت می‌بخشد. ضمنآ شتاب‌گرفتن هرچه بيشتر جوامع جبر تاريخ(منظور: روند حرکت جهان) و اجتناب‌ناپذير است، به‌همين‌خاطر، "محصولات" ويژه‌ی خود را توليد می‌کند. "وبلاگ" -يا جسته‌گريخته و پاره‌نويسی- از جمله اين محصولات "مدرن" است.

مشکلی که در زمينه‌ی تأثيرگذاری و تأثيرپذيری -بين نويسنده و خواننده- وجود دارد، "فاصله" است. وبلاگ به طرز قابل توجهی اين فاصله را به حداقل می‌رساند، به‌طوری که گاه نويسنده خود را در ميان جمع خوانندگانش حس می‌کند. شيوه‌ی نگارش وبلاگ(سادگی، مختصر و مفيد و نغزگويی) صميميت می‌آفريند که برچيننده‌ی فاصله‌هاست.

بسياری از مطالب را نمی‌شود لزومآ در قالب مقاله عرضه کرد. گاه نکته‌ای آنآ در ذهن جان می‌گيرد و برای بيان، نيازمند شيوه‌ای بی‌تکلّف است. وبلاگ است که اين خواست را برآورده می‌کند.

وبلاگ، به‌خاطر فضای ژورناليستی و البته بی‌سلسله‌مراتبش، اين امکان را برای استعدادهای جوان ايجاد می‌کند که بشکفند و به بار نشينند. فراموش نکنيم که همه‌کس امکان راهيابی به جرايد را ندارد. به‌ويژه با فضای خفقان و سانسور داخل ايران، وبلاگ روزنه‌ای تواند بود گشوده بر روی مخاطبين.

بر همه‌ی اين موارد بی‌افزايم که وبلاگ بنيادآ "دفترچه يادداشت رايانه‌ای" است. پس نوعی نوآوری محسوب شده و در نوع خود منحصربه‌فرد است. اين پديده نيز -چون ديگر پديده‌ها- سياق و شناسنامه‌ی خود را دارد که بعضی را خوش می‌آيد و بعضی را هم ناخوش می‌کند!

برای عدول نکردن از فرم "وبلاگی"، اشکالات تجربی وبلاگ‌نويسی را در فرصتی ديگر برمی‌شمارم.

» تارنگاشته‌های همسو:
  • داريوش آشوری: "سلامي دوباره"

  • کتابچه: "وبلاگ‌نويسی: دفاع از خودم"

  • ف.م. سخن: "داريوش آشوری و دنيای وبلاگ ها"

  • سيبستان: "مانيفست ايرانی وبلاگ"

  • ملکوت: "فراخوان مناظره درباره‌ی وبلاگ"

  • پريشان بلاگ: "ساخت‌گرايیِ اجتماعی در وب‌لاگ‌های فارسی"

  • هنوز: "شانه های نحیف وبلاگ و این همه بار سنگین"

  • دست‌نوشته‌های پراکنده: "وبلاگ چيست؟"

  • فلُّ سَفَه: "وبلاگ: نامه‌ای در بطری!"