پنجشنبه، مهر ۳۰، ۱۳۸۳

بوسه‌ی مرگ!

لابد تا به حال قضيه‌ی "بوسه‌ی مرگ" به گوش‌تان خورده است؟ چنين است که آدم‌های ناجور، برای بدنام کردن مخالف(يا دشمن) خود، از او با عنوان "دوستی عزيز" نام می‌برند و در اذهان عمومی اين‌طور جلوه می‌دهند که آن شخص يار غار، هم‌پالگی و هم‌رديف خود آن‌ها [بوده] است. برای نمونه: حسين شريعتمداری و کيهانش با تهديدِ کسی، او را محبوب مردم می‌کنند، و برعکس، با تعريف از کسی، او منفور مردم می‌شود!
در عالم سياست نيز چرخ بر همين منوال می‌گردد. مثلآ در اين 25 سال، بارها شاهد بوده‌ايم که جمهوری اسلامی، برای خراب کردن نام بعضی از فرهيختگان، آنان را به ارکان خود وصل کرده است. در يادها هنوز هست که پايانام دکتر رضا مظلومان(کورش آريامنش) را «يکی از دوستان هاشمی رفسنجانی» معرفی کرده بودند، تا آوازه‌اش را خدشه‌دار کنند.[1] اين روزها نيز، برادر حسن فريدون قديم و حجّت الاسلام حسن روحانی جديد، طی اظهار نظری شگفت، همين بازی کهنه را در پيش گرفته است! درست در آستانه‌ی انتخابات رياست جمهوری آمريکا، وی مدعی شده که «ما ترجيح نمی‌دهيم دموکرات‌ها برنده شوند»، يعنی ما از جمال جورج بوش بيشتر خوشمان می‌آيد! اين گفته، در کنار حملات شديد جمهوری اسلامی در همه‌ی اين روزها به بوش و جمهوری‌خواهان، به تناقضی فکاهی می‌ماند که مرغ پخته را هم به خنده می‌اندازد! جمهوری اسلامی آن‌گاه که متوجه شد تهديدها، دخالت در امور عراق و ايجاد ناامنی در آن کشور، حتا کمک مالی به ستاد انتخاباتی جان کری[2] طرفی نبست، به حربه‌ی "بوسه‌ی مرگ" متوسل شد. امّا نکته‌ی ظريف اين‌جاست که نه ديگر اعتباری در خُرجين جمهوری اسلامی باقی مانده که جهانيان را بفريبد، و نه کسی باور می‌کند جورج بوش -او که حتا حاضر نيست نام جمهوری اسلامی را بی‌آورد و به آن "رژيم ملايان" می‌گويد و از ابتدای رياست جمهوری‌اش آن را در "محور شرارت" گنجانده- با اين رژيم وارد زد و بند و حتا مذاکره بشود. اين بازی‌ها ديگر کهنه که چه عرض کنم، نخ‌نما شده است!

پی‌نوشت:
1- يادم هست که اکبر گنجی در يکی از آثارش چنين ادعای غلطی را مطرح کرده بود.
2- از طرف پناهنده و دلالی به اسم سوسن اکبرپور و شرکايش در آمريکا.