چهارشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۸۳

ديروز دوستی می‌پرسيد: «چرا در جلسه‌ی دانشجويان ايرانی در دانشگاه تورنتو جانب بوش را گرفتی، و اصلآ چرا به انتخابات آمريکا اهميّت می‌دهی؟» دليلش ساده است؛ همان است که قبلآ گفتم: برای اين‌که انتخابات آمريکا تأثير مستقيم بر زندگی امثال من در کانادا دارد. در وهله‌ی دوّم، بر ايران تأثير دارد که تأثيرش را اکثرمان تاکنون دريافته‌ايم و نيازی به تکرارش نيست. انسان اگر در قبال آن‌چه بر زندگی‌اش اثر می‌گذارد سکوت کند، پس کِی بايد حرف بزند؟!
شرايطی که در تمامی اين سال‌ها در جهان حکمفرما بوده، بايستی بالاخره يک روز تغيير کند. در سه سال گذشته، تغييرات عمده‌ای که در جهان به وقوع پيوسته، از لحاظی در جهت منافع ايرانيان بوده است؛ چه در داخل و چه در خارج از کشور. رفتن صدّام و طالبان، ورود دموکراسی به منطقه و شکستن اقتدار بنيادگرايی کم‌بها نيست. بايستی تلاش کرد اين شرايط ادامه يابد. اين که اکثر کشورهای استعمارگر اروپايی از روند ديرين و انتخاب‌ شدن جان کری پشتيبانی می‌کنند، به اين جهت است که مايلند دنيا در مسير گذشته‌اش پيش رود که اين به نفع هيچ‌يک از ما نيست. تأسف‌بار است اگر درک درستی از نفع‌ خودمان نداشته باشيم!