چهارشنبه، فروردین ۱۹، ۱۳۸۳

چيزکی در مورد فارسی

گر مرکب تحقيق توانی به کف آری
سيّاره صفت، سيرِ سماوات توان کرد

عمادالدّين نسيمی

1- داشتم گشتی در "روزنامهء خاطرات اعتمادالسّلطنه"[1] می‌زدم نکته‌ای نظرم را جلب کرد: در آن روزگاران، ايرانيان از ماه‌های عربی به جای ايرانی استفاده می‌کرده‌اند! اگر امروز در ايران بر جای نام حشراتی چون "عقرب" و الفاظ بيگانه و بدفرمی همچون "سرطان، ربيع‌الاوّل، ذی‌الحجه و ..."، نام‌های زيبايی چون "اردی‌بهشت، بهمن، تير، مهر، آذر و ..." نشسته‌اند، ثمره‌ی تلاشی‌ست که در سده‌ی گذشته برای احيای زبان فارسی صورت گرفته است.
2- در پاکستان، تا قبل از انقلاب اسلامی زبان فارسی -پس از انگليسی- دوّمين زبانی بود که در مدارس به صورت "اجباری" تدريس می‌شد. امروز فارسی جای خود را به عربی سپرده است.
3- امروزه در سرزمين‌های فارس‌نشينی چون تالش و بخشی از قفقاز نه تنها کوششی برای احيای فارسی صورت نمی‌گيرد، بل‌که با سرمايه‌گذاری ترکيه، ترکی به سرعت در حال پيشروی و به پس‌زدن فارسی است.
4- در افغانستان، سياست انگليس نام فارسی را به "دری" تغيير داده است!
5- با تلاش فراوان تاجيک‌ها، زرتشت -شخصيّت برجسته و ملّی ايرانيان- به "تاجيکی" تغيير مليّت داده است!
6- ترک‌ها، مليّت سخن‌سرايان بزرگ ايرانی چون مولوی و نظامی و خاقانی و نسيمی را به سرقت برده‌اند!
7- مليّت دانشمندان برجسته‌ی ايرانی چون ابوريحان بيرونی، رازی و پورسينا (ابوعلی سينا)، اين بار توسط اعراب به سرقت رفته است!
8- خليج هميشه فارس در نقشه‌های جديد به "خليج‌العربی" تغيير نام يافته است!
9- مايکروسافت تا همين ديروز زبان کهن فارسی را پشتيبانی نمی‌کرد، امّا برای آذری دو نوع خط ارائه می‌داد!
...
ائتلاف خردسوز جهانی را می‌بينيد؟ می‌بينيد که چطور از بی‌مسئوليتی حکّام ايران سوء استفاده می‌کنند؟ اگر به خود نياييم، اگر خود در پی پاسداری از زبان و هويّت ملّی‌مان برنياييم، دور از انتظار نخواهد بود که به وضعيّت صد سال پيش -و چه بسا بدتر- پرتاب‌مان کنند. به خود آييم که شايد فردا دير باشد!

1- روزنامهء خاطرات اعتماد السّلطنه، به کوشش ايرج افشار. چاپ چهارم. تهران: انتشارات اميرکبير، 1377.