در اشاره به سخنرانی عباس میلانی در تورنتو
عصر شنبه 28 می، سخنرانی دکتر عباس میلانی با استقبال فراوان مردم روبهرو شد؛ سالن سیصدنفره لبالب پر بود. حرفهایش البته جذاب بود اما من نمیتوانم به هستهی تئوری او زیاد نزدیک شوم.به دریافت من، میلانی معتقد است که تجدد بایستی از درون فرهنگ خود ایران بجوشد و ببالد و ما تنها میباید از نکات مثبت غرب در این راه استفاده کنیم، نه اینکه غرب را الگو و فراراه خویش قرار دهیم. این تئوری زیبا -و البته نهچندان جدید و یکتا-، هر چقدر زیباست، ناکاراست؛ دلیلاش نیز گویاست: دنیا نمیایستد تا ما سلانهسلانه از درون هویت پاکباخته و فرهنگ پرسنگلاخ و ناپیراستهی خود تجدد استخراج کنیم! ضریب رشد ما از لحاظ تاریخی سالها از دنیای مدرن عقب است و ما برای قد راست کردن بایستی این پسرفت را با جهشی غولآسا جبران کنیم و برای این کار، نخست باید دست از شعارهای ناسیونالیستی و خود-گول-زن بشوییم و بیتعصب، خردمندانه عاقبت بیاندیشیم. بهتر آن است که اسطورهی ققنوس -که از خاکستر خویش برخاست- را به همان جهان غیر واقع اساطیر وانهیم و پایاش به تئوریهای جهان واقع نکشیم. ضمناً به مسئلهی "استقلال" به شکل واپسمانده و ایدئولوژِیک آن، یعنی "تئوری مرزهای بسته" (مثل جبههی ملی و اقمارش) ننگریم و نگاهمان جهانی باشد. امروز ارزشهای غربی فقط "ارزشهای غربی" نیستند؛ رسانه و تکنولوژی، و صد البته درخواست روزافزون پهندشت جهان، آنها را جهانشمول کرده است و جهان ما را "جهانشهر".
خلاصه، هرچند من نیز معتقد به الگوگیری صرف از غرب نیستم، اما بهگمانم تجدد را بهتر میتوان از والدینش آموخت تا که خود آن را زایید!
پینوشت:
ظهر همان روز این شانس را داشتم که با دکتر عباس میلانی مصاحبهای حضوری داشته باشم. او را مردی فرهیخته، صمیمی و متواضع یافتم. موضوع و چند و چون مصاحبه بماند برای یادداشت بعدی.



6 پيام:
آقای زهری عزیز
به نظر من و به زبانی ساده، هر تئوری هرچقدر هم غول آسا با مضمون«بایدها»، دربرابر واقعیت ـ «هست ها » ناچار از عقب نشینی است.تئوریهای مبتنی بر «باید» در تبیین آسیبهای فرهنگ و اجتماع ،موفق عمل می کنند اما در بیان راهکار ناموفق.این تئوریها اگر که خودشان را به محک «هست ها» بزنند پتانسیل حل المسائلی نیز پیدا خواهند کرد.اینکه باید تجدد از درون ایران بجوشد ولی نمی جوشد یا خیلی دیر و لاک پشتی می جوشد را آقای دکترمیلانی چگونه پاسخ می دهند؟با وضعیت موجود چه باید کرد؟آیا ما دولت – ملتی در انتزاع هستیم که امکان رشد از درون را بدون ارتباط با بیرون واقعی اش کنیم و سپس برویم به حلقه جهانیان ملحق بشویم و بگوییم «ما آمدیم؛ متجدد و پیشرفته»؟! در دنیای امروز که اساس ارتباطات بر وابستگی و پیوستگی متقابل است چگونه می توان به انتظار ظهور تجدد ازدرون ماند؟ما را چه می شود که هنوز هم که هنوز است دستاوردهای بشری را «غربی» و غیر خودی می انگاریم؟مساله الگو گیری از دیگران بد نیست مهم اینست که آیا ما توان افزودن از خود را به آنها داریم یا نداریم.به هرحال در طی جریان عمل به آن الگوها و بازخوردشان، ما در صورت توان مان الگویی متفاوت و خاص خودمان را خواهیم آفرید( چرا که الگو یکسان است اما متن پیاده سازی الگو یکسان نیست و بنابرای پاسخها و واکنشها نیز یکسان نخواهد بود.
دوست ارجمند!
شما روی نکتهی درستی دست گذاشتید که اتفاقاً همان موضوع بحث است. من البته چون دکتر میلانی، با بومیکردن تجدد موافقم، اما این خودش حد و اندازهای دارد. در واقع دکتر میلانی ما را واجد شرایط تولید تجدد میداند، من نمیدانم. آیندهی جهان نزدیکشدن یا بهتر است گفت همشکلشدن مردم جهان است و بنابراین، مدلهای بومی بیشتر تقابل ایجاد میکند تا هماهنگی.
موفق باشید.
یعنی جنابعالی تا به حال با دکتر میلانی ملاقات نداشتید و برای اولین بار بود که ایشان را می دیدید؟؟؟؟؟؟
در ضمن در نوشته پاره خاطره ای از کردستان رکن یک غلط است ، رکن دو درست است...
مسائل اطلاعاتی به رکن دو مربوط میشد و مسائل حقوقی به رکن یک و بازرسی. بازرسی که بازخواست میکرد و پرونده تشکیل میداد، میفرستاد برای رکن یک.
ممنون از تذکر شما.
چه خوب كه در باره ا ش نوشتي چون مطلب دو نفر ديگر در اين زمينه را خواندم و خواستم بدانم كسي از اين جلسه چيزه ديگري ميداند . اگر متن كامل حرفهايش را جائي ديدي برايم محبت كن و بفرست . ممنون محبتت خواهم شد .يكي از ات مطالب مربوط به وبلاگ نويس ايراني سيبل .... بود .
پاينده باشيد
مجید عزیز, آگهی کنار صفحه ی امروز خیلی خوشحالم کرد. منتظر برنامه ی رادیویی ات خواهم بود و همچنین منتظر مصاحبه ای که قرار است از روی نوار پیاده کنی!!!شاد باشی رفیق,امیر
http://www.20six.co.uk/amir78
>>> صفحهی اصلی