دوستی از من پرسيدهاند که چرا استاد زرّينکوب در آيينهی دو اثرش -دو قرن سکوت و کارنامه اسلام- چنين متفاوت به نظر میآيد؟ ايميل ايشان را با هم میخوانيم:
کتاب "کارنامه اسلام" از دکتر زرّينکوب را از کتابخانه شما انتخاب و خواندم. مشکلی با آن پيدا کردم که خواستم با شما در ميان بگذارم. اين اثر کاملآ متفاوت با آنی است که پيشتر از اسلام خوانده بودم و تا حدود زيادی متفاوت با آنچه در کتاب "دو قرن سکوت" از همين نويسنده میباشد. ممنون میشوم بتوانيد در خصوص اين تناقض توضيح بدهيد.در پاسخ اين دوست، مختصری نوشتم که با کمی تغيير اينجا میآورمش:
من بدون ورود در مضمون اين دو کتاب، فقط شما را اشارت میدهم که برای خوانش دقيق هر کتاب، نبايستی "هرمنوتيک" را از نظر دور داشت. استاد زرّينکوب، دوقرن سکوت را در جوانی در سن 29 سالگی (1330هخ) و کارنامه اسلام را در پيرانهسری به رشتهی تحرير درآورد. انتقادها و حتا تهديدها به استاد زرّينکوب -پس از انتشار دوقرن سکوت- چنان بود که ايشان در چاپ دوّم، بخشهايی از کتاب را حذف کرد و متن را زيربنايی ويرايش نمود و در مقدمهای که بر آن نگاشت، آن اثر را "محصول دوران جوانی خود" خواند. از جهاتی هم میشود اذعان داشت که دوقرن سکوت بازتاب رويکرد ناسيوناليستی و باروری انديشههای وطنخواهانه در فضای آزاد سالهای 20 تا 30 و کارنامه اسلام، محصولی از سير اسلاميزهشدن جامعه و دولت بوده است که روشنفکران نيز از گزندش در امان نماندند. و نيز کارنامه اسلام، ثمرهی فشار همه جانبهی روانی بر نويسندهای "ناسيوناليست" و لائيک بوده که در جامعهی غالب، تاب دفاع از باورهايش را نداشته است. يک دليل هم شايد اين باشد: "سن که گذشت، محافظهکاری عارض میشود"، چنانکه اغلب آثاری که جهان را متحوّل کردند، در سنين جوانانی نويسندگانشان خلق شدند.