سه‌شنبه، آذر ۰۳، ۱۳۸۳

خليج هميشه فارس

"شير که پير می‌شود، روباه ..."

The world calls it Persian Gulfحرکت خودجوش وبلاگ‌نويسان در اعتراض به گنجاندن عبارت "خليج عربی" زير نام خليج فارس در اطلس جهانی موسسه‌ی نشنال جئوگرافيک، پيشتاز ديگر حرکت‌های اعتراضی بوده است. صفحه‌ی هر وبلاگی را بگشاييم، در آن جمله‌ای، عبارتی، کلمه‌ای در نکوهش اين خطای حساب‌شده به چشم‌ می‌خورد. اين هم‌آوايی، نشان از واقعيّتی دارد: زمانی که پای "منافع ملّی" به ميان آيد، مردم آگاه تعلّقات سياسی خود را کنار می‌گذارند و يک‌صدا، به دادخواهی حقوق ملّی خويش برمی‌خيزند. رويکرد به ناسيوناليسم پويا حتا از سوی نيروهای راديکال چپ، گواه منطق‌گرايی و رشدِ فکری جامعه‌ی ايران است.
هرچند نخستين‌باری نيست که می‌بينيم در سطح جهانی، با ارکان هويتی و ملّی‌مان برخوردی نامعقول می‌شود، امّا در مقابل، از معدود دفعاتی است که شاهديم حرکتی اعتراضی به اين وسعت، بدون سازماندهی و پشتيبانی دولتی و فقط از روی خواست تک‌تک اعضايش شکل می‌گيرد. شعور جمعی اعضای حرکت به‌خوبی واقف است که تقسيم يک کشور را از مصادره تاريخ و افتخارات آن آغاز می‌کنند؛ نخست اسم مکان را عوض می‌کنند و وقتی نام جديد جا افتاد، بی‌چانه‌زنی، خود محل را طلب می‌کنند. نيز اين شعور جمعی دريافته که اگر حکومتی چنان به ورطه‌ی انحطاط افتاده که شيخ‌نشين‌های ذره‌بينی با سی-چهل سال تاريخ باديه‌ای برای کندن تکّه‌ای از خاک تحت حکمرانی‌اش دندان تيز کرده‌اند، چشمداشت به حمايت چنين حکومتی از پايه خطاست.
تجربه‌ی اين اعتراض خودجوش ثابت کرد که هنوز هم دست‌ها يکديگر را می‌جويند و يکديگر را می‌فشارند و اين تجربه، می‌تواند فراراه اعتراض‌های خودجوش بزرگ‌تری قرار گيرد و همبستگی‌های منسجم‌تری را نويد دهد.