یکشنبه، آذر ۰۱، ۱۳۸۳

تعطيل عيد مسلمانان در آلمان!

يوشکا فيشر -وزير امور خارجه‌ی آلمان از حزب سبزها و کسی که خود به دين و خداوند باوری ندارد- متعاقب شلوغی‌های ترور تئو وان‌گوک، پيشنهاد کرد که يکی از اعياد مسلمين را تعطيل رسمی اعلام کنند. اين پيشنهادِ کاملآ "بجا"، درست زمانی ارائه داده شد که دولت طرحی را جهت کم‌کردن روزهای تعطيل -برای واداشتن مردم به کار بيشتر- در دست بررسی داشت! ترديدی نيست که اين‌دست پيشنهادها، نامی جز "عقب‌نشينی" در مقابل بنيادگرايان اسلامی ندارد و نشانه‌ی واهمه‌ی گوينده‌اش است، ولی در کنارش، مهم‌تر اين است که بدانيم: آيا اصولآ چنين کاری در آلمان عملی است؟
تا آن‌جا که من اطلاع دارم، دو عيد اسلامی داريم: فطر و قربان. عيد فطر، به شکرانه‌ی يک‌ماه روزه‌داری برگزار می‌شود و عيد قربان، به مناسبت پايان مناسک حج. در کشوری فردگرا که همه در فکر حفظ سلامت خود و تغذيه‌ای مناسب‌ هستند و طبعآ جلوگيری از غذاخوردن اعضای خانواده و به‌خصوص کودکان می‌تواند عملی ناشايست و غير عقلی-اخلاقی تلقی ‌شود، چگونه ممکن است پايان يک ماه گشنگی-تشنگی کشيدن را به عنوان جشن به مردم قبولاند؟! ثانيآ، آيا رسميت بخشيدن به ماه روزه، رسميت بخشيدن به ديگر توقع‌های روزه‌داران -از جمله تغيير در برنامه‌های تلويزيونی(مخصوصآ آلمان که بسيار آزاد است)، وضع رستوران‌ها و ...- نيست؟ اصولآ چگونه ممکن است در کشوری که در همه‌ی فروشگاه‌هايش مشروبات الکلی آزادانه عرضه می‌شود، در پارک‌هايش مردم لخت حمام آفتاب می‌گيرند، سوناهايش اغلب مختلط است، در سرزمينی که فاحشگی يک شغل تلقی می‌شود و تقريبآ همه‌ی شهرهايش تعداد قابل توجهی فاحشه‌خانه‌ی رسمی دارد، به روزه‌داری مسلمانان احترامی درخور گذاشته شود؟ عيد قربان وضعش از عيد فطر هم بدتر است! عيد قربان موجوديتش به سربريدن گوسفند بستگی دارد و اين عمل در غرب، يکی از زشت‌ترين و وحشيانه‌ترين رفتارهای بدوی به حساب می‌آيد.

بعد از ماجراهای اين سه‌ساله در جهان، اروپاييان عجيب به دستپاچگی افتاده‌اند! از يک سمت می‌خواهند "نژاد مرکزی" پُست‌ها را در يد خود نگه دارد و به شرايط اجتماعی مشابه چندفرهنگیِ کانادا و آمريکا تن ندهند، از سوی ديگر موج مهاجرت و زاد و ولد فزاينده‌ی مسلمانان امان‌شان را بريده و آنان را به فکر چاره‌جويی فوری انداخته است. تکنولوژی شتاب می‌گيرد، تغيير جهان نيز...

پی‌نوشت:
1- آلمان 87 ميليون جمعيت دارد و چيزی حدود سه ميليون نفر از اين جمعيّت مسلمان هستند. از درآمد جمعيت بزرگ مسيحيان آلمان، با رضايت خود ايشان، ماهيانه سه‌درصد به کليساها تخصيص می‌يابد تا همچنان دستگاه کليسا پرقدرت و پابرجا بماند. با اين تفاصيل، آيا بعيد به نظر نمی‌رسد که دموکراسی آلمان با اکثريتی مطلق، روزی را به عيد مسلمانان اختصاص دهد و حتا آن روز را تعطيل رسمی اعلام کند؟
2- آنان که به آلمان سفر کرده‌اند، از نظم حيرت‌انگيز اين کشور سخن‌ها گفته‌اند. مثلآ، قطارهای زيرزمينی آلمان، حتا يک دقيقه تأخير ندارند، يا در فرودگاه فرانکفورت، در طول روز در هر دقيقه سه پرواز می‌نشيند يا بلند می‌شود. اکنون حساب کنيد عيد مسلمانان(تعطيل رسمی) -که بر اساس سال قمری، هر سال ده روز عقبگرد دارد- تا چه حد می‌تواند با نظم اداری آلمان ناهمخوان باشد!