راستش عدّهای حق دارند که از توجه فراوان مردم آمريکا به "ارزشهای خانوادگی" شوکه شوند. خُب آمريکا سمبل سرمايهداری است و سالها در کلهمان فرو کردهاند که در اين جامعه، تنها معيار ارزشها پول است و مردم از خود بیگانهاند و... از اينگونه خُزعبلات! از آن سوی میبينيم که شخصی به نام جورج واکر بوش، میآيد و گذشتهی خويش را با صداقت و شجاعت نقد میکند و اذعان میدارد که "ايمان به خداوند، نه تنها باعث ترکِ عادت مشروبخوریاش گشته، بلکه کليّتِ زندگی نابساماناش را سمتی مثبت داده است". او اصل "حميت خانواده و ارزشهای خانوادگی" را محور مبارزهی انتخاباتی خويش میگرداند. او خود میداند که با دستگذاشتن بر ارزشهای خانوادگی، همجنسگرايان، فمينيستها و بسياری را که به نظام خانواده چندان باوری ندارند، به دشمنی با خود وا میدارد، امّا از آنجا که باوری راسخ به آنچه میگويد دارد، معيارهای ارزشی خود را فدای مصالح تبليغاتی-انتخاباتی نمیکند. در مقابل، شخصی به نام جان کری، کسی که به سبب بیتجربگی در کار اجرايی جامعهی آمريکا را خوب نمیشناسد، در دوّمين مناظرهاش با بوش، ارزشهای خانوادگی را به سُخره می گيرد!
...
شگفتیام از اينجاست که بعضی از افراد که خوب میدانند نظام همبستهی خانواده چه نقش مثبتی در زندگی انسانها ايفا میکند، به خاطر تعلّقات ايدئولوژيکی و تنفرشان از بوش، هر چه او کرده و گفته را نکوهش میکنند! نقّادی سياستمداران حق همگی ماست، ولی در اين نقّادی، سزاوار است که لااقل اعتقادات و ارزشهای خودمان را فراموش نکنيم.
...
شگفتیام از اينجاست که بعضی از افراد که خوب میدانند نظام همبستهی خانواده چه نقش مثبتی در زندگی انسانها ايفا میکند، به خاطر تعلّقات ايدئولوژيکی و تنفرشان از بوش، هر چه او کرده و گفته را نکوهش میکنند! نقّادی سياستمداران حق همگی ماست، ولی در اين نقّادی، سزاوار است که لااقل اعتقادات و ارزشهای خودمان را فراموش نکنيم.