یکشنبه، شهریور ۰۵، ۱۳۸۵

اثری در نقد آرای ناصر پورپيرار

هزاره‌هاى پرشكوهچندی‌ست در ايران کتابی منتشر شده با نام هزاره‌های پرشکوه* -نوشته‌ی داريوش احمدی- که پاسخی است به ادعاهای ناصر پورپيرار در آثارش. اين کتاب‌ ثمره‌ی کنکاش بلندمدّت نويسنده و عرق‌ريزان فکر اوست. در ايران فعلی که -شوربختانه- ميدانی شده برای عرض اندام دشمنان تاريخ و فرهنگ ما، نگارش چنين آثاری نه تنها لازم، که به‌واقع چون توزيع پادزهر انديشه‌های مسموم بين مردم -به‌ويژه جوانان- است. نويسنده در ديباچه‌‌ چنين می‌آورد:
در طول چند سال اخير، ظهور نويسندگانی كه پيوسته و هدف‌مند، با استفاده از ادبياتی كه در آن نژادپرستی و ميهن‌ستيزی رشد فزاينده‌‌ای دارد، به انكار و تخريب ريشه‌های تمدن و فرهنگ و هويت كهن و اصيل ايرانی روي آورده‌اند، ابعاد عظيم توطئه‌ی بيگانگان جهت لطمه‌زدن به كشور و ملت ايران، و ضرورت مقابله‌ی بنيادين با چنين تحركات مخرّبی را بيش از پيش آشكار و نمايان می‌سازد.
از سال 1379 بدين سو، نويسنده‌ای به نام ناصر پورپيرار، با انتشار مجموعه‌كتاب‌هايی با نام كلی تأملی در بنيان تاريخ ايران و از سال 1382 با راه اندازی وبلاگی بر روی شبكه‌ی اينترنت، گفتمان كمابيش جديد و بی‌سابقه‌ای را طرح و ترويج نمود كه هدف و نتيجه‌ی آن، تحريف و تخريب تاريخ و تمدن ايران، تحسين و تجليل قوم عرب، و رويارو ساختن مليت و مذهب بوده است.
وی با بهره‌گيری از ادبيات و لحني يک‌سره پرخاش‌گرانه، موهن و خودپرستانه، و با كاربرد داستان‌پردازی، اوهام‌بافی و دروغ‌سازی، در نگارش آثار خود، به انكار كامل فرهنگ و تمدّن پربار ايران باستان و تهی‌انگاشتن آن از هرگونه دست‌آورد و افتخاری، و تخريب چهره‌ی شخصيت‌های تاريخی و علمی ايران پرداخته و باور جهانی موجود درباره‌ی پيشينه‌های غنی فرهنگی و تمدنی ايران را توهمی القا شده از سوی يهوديان و حاصل توطئه‌های سازمان‌يافته و ديرينه‌ی صاحبان كليسا و كنيسه قلمداد كرده است.
كتاب حاضر، با اتكا به اصول و شيوه‌های علمی، به سادگی و وضوح نشان داده است نظرياتی كه ناصر پورپيرار درباره‌ی تاريخ و تمدّن و فرهنگ ايران پراكنده ساخته، در حدّی وصف‌ناپذير و شگفت‌انگيز، نامستدل و نامستند، متناقض، بی‌بنيان و خودساخته، آكنده از تخيّلات و توهمات شخصی، و مبتنی بر انديشه‌ها و پيش‌فرض‌های قوم‌پرستانه‌ است.
*شناسه: احمدی، داريوش. هزاره‌های پرشکوه. تهران‌: موسسه‌ی فرهنگی-انتشاراتی گرگان، 1384.

۴ نظر:

شبنم گفت...

سلام مجید جان. خوب من نه این رو می شناسم نه اون رو، در مورد تاریخ متاسفانه زیاد سر رشته ندارم...حالا چرا اینا رو می نویسم؟ چون در واقع اومده بودم سلام و احوال پرسی کنم! :))

مجيد زهری گفت...

سلام دوست من.
صفا آوردی.
:)

raheleh گفت...

سلام مجید جان تاریخ تکرار مکرراته و ناصر پور پیرار اگر چیزی میگه به خاطر اینه که خیلی پایبند مذهب شده و عربها که بنیان گذار این مذهب هستن به نظرش خدا اومدن بگذریم اما نوشته داریوش احمدی واقعا در خور ستایش هست و من خوشحالم از این که هنوزم ایرانی بودن افتخارمه مجید جان خوشحال میشدم اگر بهم سر میزدی اما مثل این که گرفتارین خب دیگه آدم از دوستای خوبش انتظار داره که هر از چند گاهی یه سری بهش بزنن خب مجید جان من باید برم ببخشید اگه زیادی حرف زدم موفق باشی و سر بلند و پاینده تا درودی دوباره بدرود

تـــــرنـــٌــــم گفت...

درود آقای زهـری
این کـتاب در خـارج از ایران هـم در دسترس هست؟