يکدو-سهخطی دربارهی رادیوهای خارجی و "زمانه"
به گواهی تارِيخچهی "رسانه"، هميشه مرسوم بوده که کشورهای زورمند، برای نشر خطوط سياسی و اثرگذاری بر ديگر ملل، به زبان آنها راديو -و اخيراً حتّا تلويزيون- ايجاد میکردهاند. نمونه بخواهيد زياد است: از راديو آمریکا و شوروی سابق بگيريد تا اسرائيل، آلمان، فرانسه و همين بیبیسی معظّم خودمان! با پيشرفت زمانه، از آنجا که رسانه در ساخت و محتوا خود از پيشروترینهاست، اينگونه متحوّل شد که به جای شهروندان و دولتیهای خود، شهروندان همان کشورهایی را در راديوهايش به کار گمارد که به سمتشان برنامه پخش میکند. نمونه: راديو فردا، بیبیسی و اخيراً راديو "زمانه" در کشور هلند.
فهم اين واقعيّت چندان سخت نيست: هنگامی که کشوری خارجی راديوئی به زبان ما يا ديگری ايجاد میکند، در صدر، منافع خود درنظر دارد. خود کشورها نيز منافع و نوع نگاهشان به ديگر کشورها گونهگون است و بدينگونه میشود دستهبندیشان کرد؛ از کمخطر تا خطرناک. مثلاً من بهشخصه به افرادی که با بیبیسی همکاری کرده و میکنند، از بزرگانی چون مجتبا مینوی بگيريد تا افراد دستبهسينهای چون باقر معين و از او کوچکتر... بیاعتمادم. البته عادلانه نيست که به ايندست راديوها با ديدهای تماماً منفی نگريست، امّا اصلی که در آغاز برشمرده شد برای همهشان صادق است و چونوچرا ندارد.
در اين تقسيم بندی، ديگر اينکه "مشی اروپایی" در راهاندازی راديو با "مشی آمریکایی" تا حدّی متفاوت است. برای مثال، اروپاییها مایلاند از افرادی استفاده کنند که ريشهای مذهبی داشته و به نحوی، اصلاحگر نظام حساب میشوند نه مخالف جدّی.
ضمن آرزوی موفقيت برای دستاندرکاران "زمانه" و هر چه پربارتر شدن آن امّا، من بحثهایی را که اينروزها پيرامون رادیو "زمانه" درگرفته، بهدور از سمپاشیهای مرسوم، با همين ملاک داوری میکنم. اصولاً خود موضوع چندان برایم مهم نيست که وارد ريزهکاریهايش شوم و استدلالهایی دقيق ارائه دهم، امّا نگفتن نظرم را هم در اين لحظات مصداق تأیید سمت "رسانهدار" -و البته "زورمدار" میدانم- که مباد اين قلم به دام محافظهکاری افتد و چنين کند.
پسنوشت:
من نمیدانستم که راديو زمانه تارنما دارد، برای همين نامش را بیلينک آورده بودم که اکنون تصحيح شد.
فهم اين واقعيّت چندان سخت نيست: هنگامی که کشوری خارجی راديوئی به زبان ما يا ديگری ايجاد میکند، در صدر، منافع خود درنظر دارد. خود کشورها نيز منافع و نوع نگاهشان به ديگر کشورها گونهگون است و بدينگونه میشود دستهبندیشان کرد؛ از کمخطر تا خطرناک. مثلاً من بهشخصه به افرادی که با بیبیسی همکاری کرده و میکنند، از بزرگانی چون مجتبا مینوی بگيريد تا افراد دستبهسينهای چون باقر معين و از او کوچکتر... بیاعتمادم. البته عادلانه نيست که به ايندست راديوها با ديدهای تماماً منفی نگريست، امّا اصلی که در آغاز برشمرده شد برای همهشان صادق است و چونوچرا ندارد.
در اين تقسيم بندی، ديگر اينکه "مشی اروپایی" در راهاندازی راديو با "مشی آمریکایی" تا حدّی متفاوت است. برای مثال، اروپاییها مایلاند از افرادی استفاده کنند که ريشهای مذهبی داشته و به نحوی، اصلاحگر نظام حساب میشوند نه مخالف جدّی.
ضمن آرزوی موفقيت برای دستاندرکاران "زمانه" و هر چه پربارتر شدن آن امّا، من بحثهایی را که اينروزها پيرامون رادیو "زمانه" درگرفته، بهدور از سمپاشیهای مرسوم، با همين ملاک داوری میکنم. اصولاً خود موضوع چندان برایم مهم نيست که وارد ريزهکاریهايش شوم و استدلالهایی دقيق ارائه دهم، امّا نگفتن نظرم را هم در اين لحظات مصداق تأیید سمت "رسانهدار" -و البته "زورمدار" میدانم- که مباد اين قلم به دام محافظهکاری افتد و چنين کند.
پسنوشت:
من نمیدانستم که راديو زمانه تارنما دارد، برای همين نامش را بیلينک آورده بودم که اکنون تصحيح شد.
برچسبها: Cultural Criticism



2 پيام:
حالا هلند چرا؟
هلند از كي قاطي آدم ها شده؟
چیزکی هم من نوشته ام راجع به زمانه...در باب رسم زمانه
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی