سه‌شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۵

باورکردنی نبود که هوای تورنتو اين‌قدر گرم بشود! برای شخص من بی‌سابقه بود.
از زور گرما امروز کار تعطيل شد، ولی شوربختانه اين‌قدر کارهای حاشيه‌ای سرم ريخته که فرقی نمی‌کند سر کار باشم یا نباشم! به هر حال، فرصت شد که به داون‌تان هم سرکی بکشم و میان ازدحام گشتی بزنم. آواره‌گی در بخش شلوغ شهر هميشه می‌چسبد.

۴ نظر:

سيدتقي گفت...

برا چنين پستي چه كامنتي بايد گذاشت؟

Nafiseh Navabpour گفت...

سلام. هوا که گرم است قبول. هيچ وقت فکر نمی​کردم اينطور گرما بی طاقتم کند.
آدرس وبلاگم عوض شده. گفتم خبر بدم شايد بخواييد تو ليستتون عوضش کنيد. روشم البته تغيير نکرده. فقط محل نوشته هام رو تغيير دادم.
خوش باشيد.

مجيد زهری گفت...

نفيسه، يار ارجمند!
سپاسگزارم که خبر دادی. نشانی را تغییر دادم.

abogel گفت...

ما که پختیم! امروز اما خیلی بهتر شد
موفق و پیروز