تاریخ ملّی؟
به بهانهی 28 مرداد
در سادهترین کلمات، "تاریخ ملّی" يعنی اعضای ملّتی بر سر نوع و زمان رخدادها و نقاط پراهمّيت تاریخیشان با هم توافق نظر داشته باشند. نکتهی مهم اين است که حتماً نباید اين رخدادها برابر با اصل باشند؛ مهم همان "اصل توافق" است. من داشتن تاریخ ملّی را اصل اساسی رشد يک ملّت میدانم، برای اينکه تاريخ ملّی خود بستر "فکر ملّی" (فکر جمعی/مشترک) است. چالش و درگيری تاريخی در درون يک ملّت عامل بازدارندهی رشد است، چه تنش مداوم ايجاد میکند و پتانسيل و نيرویی را که بايد به کار حرکت به پيش زده شود هرز میبرد. چنين ملّتی مبتلا به "گسيختهگی فکر" است که نقطهی مقابل "فکر جمعی" (همفکری ملّی) است.
میشود گفت مسئلهی 28" مرداد" ديگر و چندان باب بحث روز نيست و تا حدودی به بايگانی تاريخ سپرده شده است. نکتهی ظريف امّا اين است که سياسيون ما از سر درماندهگی، بدون اينکه اين مسئله (و ديگر مسائل) را حل کنند به بايگانی تاريخ سپردهاندش؛ به واقع مشقی به مشقهای ننوشتهی ملّت افزودهاند! چرا پای "سياسيون" را وسط کشيدم و نگفتم "ملّت"، برای اينکه آنها هستند که به بدنهی ملّت فرهنگ تزريق میکنند و افکار را به دنبال خود میکشند.
من قصد ورود به مسئلهی "28 مرداد" را ندارم؛ هدفم فقط اشارتدادنِ اين واقعيت بود که مسير توسعه را بدون رفع کورچالههای تاریخی نمیتوان پيمود. "تاريخ ملّی" رکن ناگزیر توسعه است.
در سادهترین کلمات، "تاریخ ملّی" يعنی اعضای ملّتی بر سر نوع و زمان رخدادها و نقاط پراهمّيت تاریخیشان با هم توافق نظر داشته باشند. نکتهی مهم اين است که حتماً نباید اين رخدادها برابر با اصل باشند؛ مهم همان "اصل توافق" است. من داشتن تاریخ ملّی را اصل اساسی رشد يک ملّت میدانم، برای اينکه تاريخ ملّی خود بستر "فکر ملّی" (فکر جمعی/مشترک) است. چالش و درگيری تاريخی در درون يک ملّت عامل بازدارندهی رشد است، چه تنش مداوم ايجاد میکند و پتانسيل و نيرویی را که بايد به کار حرکت به پيش زده شود هرز میبرد. چنين ملّتی مبتلا به "گسيختهگی فکر" است که نقطهی مقابل "فکر جمعی" (همفکری ملّی) است.میشود گفت مسئلهی 28" مرداد" ديگر و چندان باب بحث روز نيست و تا حدودی به بايگانی تاريخ سپرده شده است. نکتهی ظريف امّا اين است که سياسيون ما از سر درماندهگی، بدون اينکه اين مسئله (و ديگر مسائل) را حل کنند به بايگانی تاريخ سپردهاندش؛ به واقع مشقی به مشقهای ننوشتهی ملّت افزودهاند! چرا پای "سياسيون" را وسط کشيدم و نگفتم "ملّت"، برای اينکه آنها هستند که به بدنهی ملّت فرهنگ تزريق میکنند و افکار را به دنبال خود میکشند.
من قصد ورود به مسئلهی "28 مرداد" را ندارم؛ هدفم فقط اشارتدادنِ اين واقعيت بود که مسير توسعه را بدون رفع کورچالههای تاریخی نمیتوان پيمود. "تاريخ ملّی" رکن ناگزیر توسعه است.
برچسبها: Historical Criticism



2 پيام:
با درود
اگر میشود به این مکان هم یک پیوند دهید زیرا آماربازی براهنی با اتنولاج را برای همیشه پایان دادم:
http://www.azargoshnasp.net/Pasokhbehanirani/dorooghbaazibaamaarberaheni.htm
اینکه تاریخ بر اساس قراردادهای اجتماعی نوشته می شود و به بیانی توافقی است بین ملت، شاید خود یم درد تاریخی باشد.
توافقی شدن بسیاری از مفاهیم ، فلسفه دنیای مدرن است که شاید در برخی موارد کارا باشد اما شاید مخرب حقیقت نیز باشد.
frhdaily.blogspot.com
ارسال يک نظر
>>> صفحهی اصلی