بهروز شيدا -منتقد و نظریهپرداز ادبی ساکن سوئد- منتقدیست بهراستی احترامبرانگيز؛ آنچه از او آموختهام اينقدر هست که کلاه از سر به احتراماش بردارم. تا پيش از اين، کتابخانهام به چهارجلد از آثار او آراسته بود: تراژدیهای ناتمام در قاب قدرت، از تلخییِ فراق تا تقدّسِ تکليف، گمشده در فاصلهی دو اندوه و در سوگ آبییِ آبها، و امّا اينک بختيارم که به لطف و سخای نويسنده، واپسين دو-اثر او نيز به اين آراستگی افزوده: مخمل سرخ رويا و پنجرهای به بيشهی اشاره.
دربارهی ايندو اثر حسین پيشتر خواندنی نوشته که من هر چه کنم، به خوبی او نمیتوانم از پس معرفی کتابها بربیآیم.
ناگفته نماند: از بهروز مقالهای نيز در فصلنامهی معظّم باران درآمده با عنوان پردهی خونين و آواز مست با اين مضمون: فضای دههی 1340 هجریی شمسی در چهار رمان فارسی و هشت فيلم بلند ايرانی؛ بنيان يک پژوهش. یادم نرود از مسعود مافان تشکر کنم که هيچوقت مرا بی مجله نمیگذارد.
خلاصه اينکه اگر اهل کار جدّی ادبی هستيد، آثار بهروز شيدا را حتماً در برنامهی خواندن خود بگذاريد!
دربارهی ايندو اثر حسین پيشتر خواندنی نوشته که من هر چه کنم، به خوبی او نمیتوانم از پس معرفی کتابها بربیآیم.
ناگفته نماند: از بهروز مقالهای نيز در فصلنامهی معظّم باران درآمده با عنوان پردهی خونين و آواز مست با اين مضمون: فضای دههی 1340 هجریی شمسی در چهار رمان فارسی و هشت فيلم بلند ايرانی؛ بنيان يک پژوهش. یادم نرود از مسعود مافان تشکر کنم که هيچوقت مرا بی مجله نمیگذارد.
خلاصه اينکه اگر اهل کار جدّی ادبی هستيد، آثار بهروز شيدا را حتماً در برنامهی خواندن خود بگذاريد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر