چهارشنبه، مرداد ۱۸، ۱۳۸۵

تا می‌آیی چیزکی بنويسی، یادت می‌افتد که قدِّ چمن‌های باغچه از خودت هم زده بالاتر! در حين چمن‌زنی فکری می‌افتد به سرت... امّا مگر رنگ نيمه‌کاره‌ی دستشویی-حمّام می‌گذارد! دستِ آخر هوس يک گيلاس شراب ارغوانی می‌آید و با خود می‌بردت بالا، بالاتر از زمين که ديگر دستت به کيبورد نرسد...
و چنين است که نوشته، نوشته نمی‌شود!