سه‌شنبه، شهریور ۰۷، ۱۳۸۵

اشاره‌ای به ايرج افشار

در صحنه‌ی کار تاریخ، ايرج افشار اگر بی‌مانند نباشد، بی‌شک کم‌مانند است. اين باور مدّتی‌ست با من است، امّا امشب که چشم می‌انداختم در قفسه‌ی کتاب‌ها، در من قوّت گرفت و گفتم اين‌جا بگويم‌اش.
نام هر متن دوره‌ی قاجار به بعد را که می‌بينی، صدی نود اسم ايرج افشار را کنار خود دارد. لقب "پرکار" انصافاً که برازنده‌ی اين مرد است. عمر و کارش مستدام باد!

۲ نظر:

varahram گفت...

درباره ی پست پیشینت می نویسم : نشر چنین کتاب هایی خوب است و می تواند خیلی ها را از افتادن در دام پور پیرارها دور سازد ولی کسانی که از نوشته های پور پیرار و همتایانش بهره می برند و در گسترش گفتمانش می کوشند کسانی هستند که اساسا چیزی به نام حقیقت برایشان مهم نیست . گویا تر می نویسم از نوشته های پور پیرار تجزیه طلبان پان ترکیست فراوان بهره می برند با نیت تخریب بنیان های تاریخ ایران و ترویج تاریخ سازی های پوشالی خود . طبیعی ست که هیچ یک از این افراد به دلیل ماهیت ایدئولوژیک باورهایشان کاری به درستی یا نادرستی نوشته های پور پیرار ندارند آنچه برایشان مهم است کارکردی ست که نوشته های وی می تواند برای آنان داشته باشد . تلخ اینکه در روزگار کنونی تنها کسانی که انگیزه دارند برای مبارزه در راستای تغییر وضع موجود و توانایی سرباز گیری از میان جوانان را دارا هستند؛ همین قومیت گرایان شووینیست می باشند .

Mehdi Sohrabi گفت...

افسوس که عاشقانی چون ایرج افشار بسیار اندک اند !
ایرج افشار نمونه ی ِ اعلای ِ پژوهش ِ عاشقانه ی ِ فرهنگ ِ فارسی است .