چهارشنبه، آذر ۲۶، ۱۴۰۴

داستان‌نویسی امروز: فرار از واقعگرایی

در میان داستان های کوتاه فارسی که در بیست سال گذشته منتشر شده اند، گرایش به "جریان سیال ذهن" و "فراواقعیت" بسیار باب بوده و کمتر کسی داستان در فرم واقعگرایانه خلق کرده است. دلیلش به نظرم ساده است:
یکی تقلید از یکدیگر و یکنوع نوگرایی مقلدگونه است، دیگر اینکه نوشتن داستان در قالب رئالیستی بسیار سخت است، چون نمادهای چند لایه می خواهد، شخصیت پردازی قوی می خواهد و نیز بستر جغرافیایی، روانشناسانه، جامعه شناسانه و در کل بستر داستانی قابل باور. جریان سیال ذهن اما هر چه دلش بخواهد می نویسد و هر طور که دوست دارد به پایان می برد، یا نمی برد... و خواننده را سرگردان رها می کند و اسمش را هم می گذارد هنر مدرن! حالا اگر خواننده از "خلق هنری" چنین نویسنده سر در نیاورد، تقصیرها همه به گردن کم ذوقی خواننده است!

اساساً داستان های فراواقعی چندان به فرم ادبی وابسته نیستند و دست نویسنده در شرح و بسط داستان باز است. در داستان فراواقعی، خلاقیت بی مرز و بی وابستگی است. در داستان واقعگرایانه اما، نویسنده موظف به رعایت تکنیک ادبی است، و باید پرداخت داستانی اش قابل قبول باشد. 

بنابراین، داستان مدرن ما -به جز چند استثناء- در غالب مواقع، در واقع یک پسرفت تاریخی/ادبی است، و نه یک امتیاز در خلق ادبی.

هیچ نظری موجود نیست: