سه روز پیش که یادداشت "
تولد" را با دلتنگی در حاشيهی وبلاگ مینوشتم، اشک در چشمهایم حلقه زده بود. راستاش تا قبل از اين فکر نمیکردم فضايی مجازی به اسم
وبلاگ هم بتواند چون فرزندی انسان را دلبستهی خود کند. ظرِيف که بنگرید میبينید اين خود صفحه و چند خط نوشته در آن نيست که چنين میکند، بلکه مهر دوستانی که در آن در کنار هم ساعاتی به تلاش و ارتباط گذراندهاند است که آن را به پارهای از وجود انسان تبديل میکند... و کرده است. آن مهر جريانیست سيال که از تکصفحهای در اينترنت میآغازد و پَر میگيرد و خود را به اعماق وجود انسان برمیکشد.
از نوشتن "تولّد" ساعتی نگذشته بود که پای آن باز مهر دوستان سرازِير گشت. به خود باليدم که عضوی از اين حلقه بودهام و چنين دوستان همدلی دارم. حيفم میآيد اين ابراز محبتها در پستوی پيامگير خاک بخورد؛ اينجا میآورمشان بهرسم یادگار:
آقای زهری گرامی!
ممنون . حضور در خبرچین برای من هم فرصت مغتنمی بود. از اینکه قابل دانستید و مرا در جمع خود پذیرفتید تشکر میکنم.
دخو |
Homepage | 09.01.05 - 1:55 am | #
مجید عزیز! ممنون از این همه محبتات. دوران بسیار خوبی بود و امید که این دوستیها ادامه داشته باشد...
فرهنگ |
Homepage | 09.01.05 - 5:47 am | #
ای کاش، ای کاش، ای کاش...
فرصتی بود که آمد و به خوبی به کار گرفتيم و حيف که سختی و سترگی کار وادار به ايستادنمان کرد. و اما با غروری کمنظير، چه به قول زهری عزيز، در اوج بوديم که تصميم دوستان خبرچين را چيد! هر چند در دل نخواستيم چنين کنيم که شد...
سام الدين ضيائی |
Homepage | 09.01.05 - 12:06 pm | #
مجيد جان، شعر زيبايی گذاشتي، من هم متقابلا تشکر میکنم که تونستم در جمع شما دوستان خوبم باشم و اين تجربه خيلی عالی رو کسب کنم، و کسی چه میدونه، شايد باز دوباره به سرمون زد که کار خبرچين يا کار ديگهای رو شروع کنيم!! :))
شبنم |
Homepage | 09.01.05 - 1:21 pm | #
مجيد جان با سلام و درود
وظيفهي خود ميدانم از شما و تمامي دوستاني كه با صرف وقت و دقت فراوان در گزينش لينكها به غنا و محبوبيت خبرچين كمك كردند و همهي آنانكه فروتنانه به انتقاد پرداختند سپاسگزاري كنم.
مسعود برجيان |
Homepage | 09.01.05 - 2:15 pm | #
چشم، فرو مینهم
عطر ِ تو در چشم ِ من.
صبحدمان
شعلهور –
باز تويی در نظر
[شعر از: رضا مقصدی]
مجیدجان! خوشحالم و سپاسگزار، که در برابر همه سختیها، فشارها و انتقادهای ناروا، بردباری و متانت نشان دادی تا خبرچين، در وقت و زمان خود به مقصد برسد. اگرچه عمر خبرچين کوتاه بود ولی، در همين مدّت کم، با شرکت در شادیها و غمهای بلاگرها و انعکاس آنها، نشانداد که مرزی ميان دنيای مجازی و حقيقی نمیشناسد. از اين زاويه، اگر مضمون کار ما به يک معنا بذرپاشی بود، در فصل باروری و خوشهچينی، ارزش و اعتبار کار خبرچين به مديريت شما، روشنتر خواهد شد. خوشحالم که در کنار شما بودم و دست همه دوستان را به گرمی میفشارم.
حسن دروِيشپور|
Homepage | 09.01.05 - 6:09 pm | #
مجید عزیز. من هم به نوبهی خودم از زحمتهایی که در این مدت برای خبرچین کشیدید سپاسگزاری میکنم و خوشحالم که در این مدت کوتاه همراهی با شما را تجربه کردم. شاد و پیروز باشی. امیر
امیر ملوکپور| 09.01.05 - 6:59 pm | #
شعر زيبايی بود. من هم به نوبه خودم از زحمتهایی که در این مدت برای خبرچین کشیدید سپاسگزاری میکنم .خوشحالم که در این مدت با شما بودم. براي همه شما آورزي موفقيت دارم. موفق باشيد. به اميد روزي باز در کنار شما باشم.
Tila |
Homepage | 09.02.05 - 8:48 am | #
نام مجيد زهري را با وبلاگ شناختم و قيافهاش را تا چندي پيش نيز نديده بودم. بعضي از آدمها را ميشود از نوشتهاشان به عمق مهرورزيشان پي برد و ميشود با تمام وجود به محبتشان رسيد. زهري از اين جمله بود و مهربانيش در نوشتههايش نيز هويدا بود؛ با ادب، با انصاف ، فكور، شجاع، رکگو (با دريدهگو اشتباه نشود چون عدهائي رکگوئي را با زيبائي عنوان ميكنند و عدهائي ديگر دقيقا بددهن و دريدهگو هستند) و خلاصه داراي تمامي صفاتي بود و هست كه براي اين حقير پسنديده بود.
از اينكه درخواست مرا به عنوان عضوي از اعضاي خبرچين پذيرفتي، سپاسگزارم و اينک از اين همه محبتي كه به دوستانت و از جمله اينجانب داشتي، ممنونم.
پاينده باشي و سرافراز
فرزاد |
Homepage | 09.02.05 - 1:53 pm | #
درود بر مجید گرامی
با عرض معذرت از تأخیر. دستت را میفشارم و تلاش و پشتکارت را میستایم. در تمام مدتی که خبر چین برقرار بود واقعاً فشاری را که روی دوشت بود حس میکردم. از احترام و جو مثبتی که بر قرار بود لذت بردم. به امید روزهای بهتر و همکاریها در ایران آزاد. از همه عزیزانی که از همکاری آنها بهره بردم و نام من هم همراه آنها ثبت شد. حالا که تمام شده حیفم میآید. کاش من هم مثل سایرین زیاد کار میکردم. اما جناب زهری بهتر از هر کس میداند گاهی من شبها تا صبح کار میکنم.
عبدالقادر بلوچ |
Homepage | 09.03.05 - 1:17 am | #
درود بر مجيد عزيز،
تشکر فراوان از همه تلاشهايى که در اينمدت کردى و لطفى که به بنده داشتى. ما که عضو کمکار بوديم و در مقابل جز محبت و مهر چيزى نديديم. سلامت و شادکامى همه دوستان عزيز اين جمع صميمى را آرزومندم.
با سپاس و مهر
پارسا |
Homepage | 09.03.05 - 9:50 am | #
سلام اقاي زهري
اون كسي كه بايد ازش تشكر كرد خود شما هستين. ممنون از تمامي زحماتي (كه بودن هيچ چشم داشت ) براي وبلاگهاي فارسي ميكشين. خبر چين فكر بسيار نابي بود و شما خالق اين فكر ناب هستين كه قابل ستايش. من خودم رو لايق سپاس نميدونم چون تا به حال هيچ كاري نكردم بخصوص در برابر بزرگاني همچون شما.
با تشكر و آرزوي روزهايي بهتر و پر بارتر از ديروز.
قاصدک |
Homepage | 09.03.05 - 8:51 pm | #
چند اظهار لطف ديگر نيز از دوستان در پيامها بود، امّا ترجيح دادم فقط مال بچههای خبرچين را اينجا کپی کنم تا به حرف اين نوشته مربوط باشد. بدی سيستم هالو اسکن اين است که پس از چندی پيامها را پاک میکند. همين شد که پيامها را مجدّد ثبت کردم تا ضبط باشند برای دورزمانی.
برچسبها: دوستی