شنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۹۲

پدیدارشناسی انسان‌های موفق: تفاوت آدم‌های موفق با معمولی (4)

ارزش زمان
می‌گویند "وقت طلاست"! واقعیت این است که طلا را می‌شود به‌دست آورد، اما وقت یا زمان مقوله‌ای فرار است و وقتی که رفت، دیگر بازگرداندنی نیست! از این‌روست که بر زمان قیمت نمی‌توان نهاد.

آدمی موفق است که در مقیاس زمان، بیش‌ترین نتیجه را عاید خود کند. انسان موفق کسی‌ست که از زمان خود بهترین بهره‌برداری را برای رشد و رفع نیازهای خود می‌کند. به این می‌گویند "درک محتوایی از زمان"... و ارزش زمان برای آدمی موفق بی‌مانند است.

 نقطه‌ی مقابل کسانی هستند که زمان برای آن‌ها فقط "می‌گذرد". انسان معمولی، با ذهنی مه‌گرفته، در یک زندگی روتین و ماشینی، صبح را شب می‌کند و شب را صبح و گذر عمر نمی‌بیند. انسان معمولی ذخیره‌ی زمانی خود را بی هیچ چشمداشتی خرج می‌کند و به باد فنا می‌دهد، زیرا ارزش محتوایی زمان را نمی‌فهمد. بعد هم زانوی غم بغل می‌گیرد و بر زمان‌ها و فرصت‌های از-دست-شده افسوس می‌خورد! از این‌گونه افراد در اطراف همه‌مان بسیارند: کسانی که ساعت‌ها پای اینترنت یا تلفن وقت تلف می‌کنند، یا در محیط کار به جای کارکردن، با همکاران یا مشتری‌ها مشغول گپ‌زدن هستند، یا تفریحی برای خود دست‌وپا کرده‌اند که مشغولیت اصلی آن‌ها شده و مشغله‌ی اصلی زندگی آنان را کمرنگ کرده است. اینان کلاً کار و زندگی را محلی برای وقت‌گذرانی می‌بینند نه چیز دیگر. آدمی معمولی، خود و زندگی‌اش را چنین تعریف می‌کند.

هر چقدر زندگی آدمی موفق با برنامه، هدفمند و متحرک است، فکر و زندگی آدمی معمولی گسیخته و ساکن است. آدمی موفق، با استفاده‌ی بهینه از زمان، آینده‌ی خود را می‌سازد؛ آدمی معمولی اما، حتا از فکرکردن به آینده وحشت دارد و امروز را به فردا می‌اندازد؛ فردایی که هیچ‌وقت از راه نمی‌رسد! آدمی موفق برای هر بخش از کارهایش زمانی را اختصاص می‌دهد و یکی بعد از دیگری آن‌ها را به پایان می‌رساند. آدمی معمولی در مقابل،‌ این‌قدر کارها را پشت گوش می‌اندازد و روی هم تلنبار می‌کند که خودش زیر آن‌ها دفن می‌شود!

چه باید کرد؟
بهره‌گیری صحیح از زمان نخست نیازمند درک ارزشمندی آن است. ما باید عمیقاً درک کنیم که زمان چیزی نیست که بشود خرید یا به‌دست آورد. زمان فقط از دست می‌رود و ما کم‌ترین دخل و تصرفی در آن نداریم. تنها کاری که ما می‌توانیم بکنیم، سازگارشدن با خصوصیت محتوایی زمان است و استفاده‌ی بهینه از آن.

وقتی کاری برای انجام وجود دارد، بهترین زمان برای انجامش همین الان است، نه فردا. هیچ کاری را حتا یک دقیقه نباید عقب انداخت. باید دست بر زانو گذاشت و از جا برخاست.

بزرگی کارها گاه انسان را از انجام‌شان بازمی‌دارد. کافی‌ست که آن‌ها را به بخش‌های کوچک‌ تقسیم کنید و برای هر بخش زمانی معین نمایید. توجه کنید که با شروع هر کار، بدون فرجام آن‌را رها نکنید و سراغ بعدی نروید.

برنامه‌ی هر روز را شب قبل بریزید. یک دفترچه کوچک تهیه کنید و کارهای فردا را فهرست‌وار و با ذکر ساعت انجام هر کار، در آن بنویسید. با مکتوب‌کردن کارهایی که قرار است انجام بدهید، از لحاظ روانی خود را در مقابل آن‌ها متعهد کرده‌اید. کارها را بر اساس نوع اهمیت آن‌ها رتبه‌بندی کنید. صبح، با مرور فهرست خود، کارها را یکی بعد از دیگری انجام بدهید. توجه کنید که کارها بر اساس درجه‌ی اهمیت خود باید دست گرفته‌ شوند: مهم‌ترین و سخت‌ترین اول و سپس ساده‌ترها. با این روش، توان انجام کارهای شما به حد چشمگیری افزایش خواهد یافت.

برای این‌که از التزام خود به درک زمان برآورد صحیحی داشته باشید، لحظه‌ی شروع و اتمام هر کار را در دفتر خود ثبت کنید،‌ حتا روزمره‌‌ترین کارها را. مثلاً وقتی صبح برمی‌خیزید، زمانش را بنویسد و بعد که نرمش می‌کنید همین‌طور و بعد طول زمان دوش‌گرفتن خود را و به همین ترتیب. شب‌هنگام، روز خود را بر اساس ساعت‌های ثبت‌شده مرور کنید. باور کنید از درازی مدت بعضی از کارها و همین‌طور فاصله‌ی زمانی بین کارها (وقت تلف‌شده) حیرت خواهید کرد! با این سیستم، روز خود را بهتر می‌توانید زمانبندی و برنامه‌ریزی کنید.

 پروژه‌های زندگی خود را بایستی حتماً در یک ظرف زمانی تعریف کنید و برای هر کار زمانی مشخص بگذارید. مثلاً وقتی می‌خواهید به سفر بروید،‌ طول پرواز و ساعت ورود و بعد برنامه‌ی کاری یا تفریحی خود را از قبل بر روی کاغذ بنویسید یا برای خواندن یک کتاب، زمان خاصی معین کنید: مثلاً در طول یک ماه، هر شب یک ساعت، از ساعت نه تا ده شب. بعد به برنامه‌ای که تعیین کرده‌اید وفادار بمانید. وقتی برای خرید می‌روید، لیست اجناس مورد نیاز و زمانی که باید در فروشگاه بگذرانید (تقریبی) بنویسید و طبق همان عمل کنید. باور کنید با این روش،‌ کل کارهایی را که در یک روز انجام می‌دادید، در کمتر از چند ساعت انجام خواهید داد و هیچ کاری عقب نخواهد افتاد.

موارد دیگری نیز هست که در یادداشت‌های بعدی پی خواهیم گرفت. اگر این یادداشت را سودمند دیدید،‌ با ذکر منبع برای دوستان خود نیز بفرستید و این قلم را به آنان معرفی کنید. 

هیچ نظری موجود نیست: