
نوشتن راجعبه "دوستی" در واقع بهانهای است برای تشریح ارتباط انسانی از هر دو جنبهی "عقلی" و "عاطفی". کنکاش در موضوع "ارتباط نزدیک انسانی" دغدغهی جدّی همهی اين سالهای من بوده است. رجوع به تجربيات شخصی و برخوردکردن از زوايای مختلف با ديگران و سپس دقّت در عکسالعمل آنان ابزاری است برای تصويرکردن نمودار اخلاقی-روانی جمع. بدون ماهيتشناسی رفتاری نمیشود به عمق ارتباطهای انسانی نفوذ کرد. بايد ديد انگيزهی افراد در فلان ابراز نظر و بروز بهمان رفتار چه بوده؛ بايستی وضع روحی و نيز منظور عقلی آنان را کشف کرد.
نمودار "اخلاقی-روانی جمع" شکل خطّی ندارد؛ پارهپاره و پراکنده است. هر تکّه -که در جای خود گویای مفهوم و نوع ارتباط خاصی است- را میشود در یادداشتی به اختصار آورد. مجموعهی اين يادداشتها حاصل شناختی است از موضوع "ارتباط نزديک". اين شناخت البته کامل نيست و مثلاً نمیشود آنرا در یک ظرف ريخت و به شکل مثلاً کنسرو عرضه کرد! گوناگونی و پراکندهگی اين یادداشتها، دقيقاً به دليل ماهيت ناهمگون رفتار انسانها و در کل ارتباط انسانی است. از ياد نبريم که اجتماع، ساختهوپرداخته و تجلّی حضور پيچيدهی انسان است. برای شناخت اجتماع، نخست اجزايش را بايد شناخت.
اين را هم بگویم که من هيچ سودا و ادعايی در اين باب ندارم. من فقط يافتههای خودم را بازگو میکنم، با اين اميد که واگويی اين يافتهها نه توقعی ايجاد کند، نه من را بر صندلی پاسخگويی بنشاند.
* The Love of Souls کاری از Andrew Gonzalez.