مسلمانزادهگانی که به نيت گرويدن به دینی ديگر از اسلام میبرند، يا به هدف تبليغ برای دينی ديگر اسلام را نقد میکنند، هيچ احترامی در من برنمیانگيزند. ايراد کار اينان، برنگذشتن از پوسته و شناخت سطحیشان از اساس دين است.
خداپرستان بیدين نيز فرق چندانی با گروه نخست ندارند، چه هنوز در هراس ماورالطبيعه دستوپا میزنند...
۲ نظر:
مجید عزیز دو پستی در این دو شب خواندم که یادم آورد زندگی ما جاودانه نیست .
یکی آنکه لانگ شات نوشته بود و دیگری اینکه اینجا گذاشته ای
این لینک دانلود موزیک فیلم اوشین را که گذاشته ای مرا یاد خاطره ای انداخت که گفتنش خالی از لطف نخواهد بود .
رفتگان همه را روان شاد باد
بمب باران های تهران بود و دوره ای که تهران را با موشک می زدند . آخرین شب اقامتمان را در پارکینگ وزارت ارشاد سپری کردیم . گوش تا گوش پارکینگ پر از پناهجویانی مانند ما بود .
ما هم وارد پارکینگ شدیم و پشت به دیوار موتورخانه و زیر کانال های تهویه جای گرفتیم .... ابن بماند که پدر بزرگ ما نیمه های شب آمد برخیزد و سرش خورد به کانال های تهویه و صدایی ناشی از برخورد برخاست و به قول متصدی امور پناهگاه خشم شب زد و ملت هم به گمانه صدای اصابت موشک نیمه شبی به پا خواستند و شد همان عاشورایی که به قبل از خسبیدن بودو ... که خود آن روزگاران را به یاد داری
بماند ...
بگذریم ...
آقا خلاصه صبح کله سحر
شد و ما عازم رشت شدیم و شب هنگام بود که رسیدیم . به سمت جاده انزلی که پیچیدیم بار فروشان به کنار جاده و بالا دست پمپ بنزین بساط کرده بودند و خب همزمان بود با پخش سریال اوشین دیگر! و یک به یک مطاع خود را عرضه می داشتند و به صدای بلند می گفتند
بیا برر . بیا برر . بیا خنم بیا ماااار ( مادر ) . بیا امشب اوشین ه بیا اوچین
امشب اوشین ه بیا اوچین .
اوچین به معنی برداشتن است
آقا گیلکی نوشتن هم مشکلات خود را دارد ها
خوشحالم که مطلب من وسيلهای شد تا اين خاطره را در عميق تو باز زنده کند.
از اينکه خاطرهات را به اين شيرينی و شيوايی با من و خوانندگان اين صفحه قسمت کردی، به نوبهی خودم تشکر میکنم.
ارسال یک نظر