چند باری نام محسن نامجو را در نوشتههای دوستان ديده بودم، بدون اينکه کارش را پی بگيرم؛ تا امروز. موسيقی نامجو در همان رديف New Age است، البته با شاخصههای خودش. شخصاً آنرا نپسنديدم. يکی تُن صدايش برايم گيرا نبود -بهويژه فريادهايش که نفهميدم چه علّتی پشت آن است-، ديگر اينکه اشعاری که اغلب استفاده میکند، به تبعيت از ديگران در همين سبک، اشعار کلاسيک فارسی است. اين اشعار، برای نسل جوان، مخصوصاً آنها که در خارج از کشور باليدهاند، ثقيل و نامفهوماند. اين گروه سنّی شک دارم بتواند با آنها ارتباط برقرار کند. اين اتفاقاً ضعف عمدهی موسيقی سنّتی ايرانی نیز هست که چشمها را بسته و همينطور در خط سدههای قبل میگازد! نسلهای قبلتر نيز توقع دارند که کارهای نوتر بشنوند و در همان دايرهی بسته چرخ نزنند.
ريتم ترانههای نامجو قشنگ است. پرداختش امّا درست نيست. همآوايی سازها -از لحاظ ميکس صدا- طراز درستی ندارد و به همين خاطر، به جای سمفونی، به راه "تکصدايی" موسيقی سنتی ايرانی رفته است.
به هر رو، به نوآوریها بهتر است خوشآمد گفت تا ميدان ايستايی، همهچيز را در خود نبلعد.
۳ نظر:
به هرحال محسن نامجو اتفاق تازه موسيقي ايران است به اضافه مقدار زيادي بار روشنفكرانه و بعضي مقولات ديگر. در مورد كارش و موسيقي اش نظري نمي دهم. اما نوع خواندنش مخصوصا وقتي به موسيقي سنتي نزديك ميشود به شدت مرا ياد خواندن احمد آزاد مياندازد. تقليد واضحي مشاهده ميشود.
اما Axoim of Choice را در بعضي كارهايش خيلي دوست ميدارم .
ايشان "اتفاق" موسيقی امروز ايران هستند؟ چه اتفاق فرخندهای!
،مجید عزیز
صحبت نو آوری در موسیقی شد. همین روزها به یک گروه جدید برخوردم که شنیدنشان خالی از لطف نیست.
http://www.abjeez.com/
ارسال یک نظر