دوشنبه، فروردین ۱۳، ۱۳۸۶

12 فرودين

دوازده فرودین گذشت، و منی که چند سالی ذهنم مدام مشغول انقلاب بوده، اصلاً متوجه نشدم! اين شايد نشانه‌ی خوبی باشد؛ نشانه‌ی تغيیر در ذهنيات من. مويه بر گذشته سودی ندارد هيچ، خودويرانگری‌ست.
و امّا از زاويه‌ی تاریخ، بايسته‌ی گفتن است که در دوازدهم فرودين 58، قريب‌‌به‌اتفاق بزرگ‌سالان آن دوران به نظامی به اسم "جمهوری اسلامی" رأی دادند. اين‌که اين انتخابات به دو گزینه‌ی "آری" و "نه" ختم می‌شد بی‌شک رنگ دموکراسی را از آن می‌برد، يا اين‌که مردم چه تفکر و روحیه‌ و دليلی برای عمل خود داشتند بحثی‌ست جداگانه و البته لازم به بررسی، امّا آن‌چه مشخص است -و واقعيت تاریخی است- مشارکت جدّی مردم در آن انتخابات و اهدای رأی به نظام اسلامی است.
برخورد ايدئولوژيک با اين واقعيت تاریخی، يعنی اين ادعا که "فقط تعداد کمی از مردم در آن انتخابات شرکت جستند" يا "در رأی‌گيری تقلب شد" و از اين دست انگاشت‌ها، فقط چشم‌بستن بر واقعيت و سرپوش‌گذاشتن بر اشتباه ملّی ملّتی معنی می‌دهد. این ادعای خنده‌دار که "انقلاب‌مان را اسلاميون دزديدند" يا خنده‌دارتر از آن که می‌گويد "اصلاً انقلابی رخ نداده و فقط شورش بوده" نيز از همين دست برخوردهاست. اين برخوردها، به‌دور از مشی پژوهشی و اخلاق پژوهشگری‌ست. با کتمان واقعيت، فقط راه برای تکرار اشتباهات گذشته هموار می‌شود. ما نخست بايد واقعيت تاریخی را ببينيم و نشان‌اش دهيم، سپس به خطای آن نسل معترف شويم تا تازه بتوانیم آن‌را به سياقی ريشه‌ای نقد و بررسی کنيم. جز اين، راهِ جبران نيست.

۳ نظر:

مانی.بختیار گفت...

غیاث آبادی یک دروغگوئه آقای زهری. این لینک را لطفا ببینید و پیوندهای درون آنرا دنبال کنید:
http://bakhtiar.blogsome.com/2007/03/16/sepanta-ghiasabadi/
................
نوروز شادی داشته باشید

ناشناخته ها گفت...

می دانید؟ بعد از سال ها کلنجار رفتن با این پرسش های بی پاسخ، به این نتیجه رسیده ام که بهترین راه مدتی دوری از این چیزهاست. چون آن وقت می شود دوباره بازگشت، و به همه چیز از نو نگاه کرد، اما این بار بی طرف تر و جدا از بار عاطفی سنگین این ذهنیات. مدتی دوری کردن انگار برای بی طرف نگاه کردن ضروریست. ما ایرانی ها با تجربه های غریب طول زندگی مان، کلاف های سردرگمی را مدام با خود حمل می کنیم که گاه عذاب آور می شوند. اما شاید این را هم بشود به راه درستی انداخت و تبدیل به اتفاقی مبارک کرد. ما توشهء پر مایه ای برای خلق بهترین داستان ها و فیلم ها را در چنته داریم. و البته پژوهش تاریخی هم که یک ضرورت بی چون و چراست. همیشه شادکام و سرشار باشید.

مجيد زهری گفت...

مانی عزيز!
من البته کامنت شما را منتشر کردم، امّا از انسان فرهيخته‌ای چون شما توقع دارم که رعايت حال و بی‌طرفی من را هم بکند و با اهل انديشه با عباراتی چون "دروغگو" و امثالهم -در اين فضا- برخورد نکند.
اميدوارم که رعايت بفرماييد.

ناشناخته‌های هميشه‌نکته‌سنج!
حق با توست. برای بهتردیدن، بايد از ازدحام فاصله گرفت.