جمعه، اسفند ۰۴، ۱۳۸۵

چرا بايد احتمال حمله‌ی آمریکا را جدّی گرفت؟

در اين روزها، واقعاً بايد دچار کورچشمی شده باشيم اگر دندان‌تيزکردن‌های نظامی آمریکا برای ايران را نبينيم! چنان‌چه می‌دانيد، روش غرب برای حمله‌ی نظامی، نخست "آماده‌کردن اذهان عمومی از طريق رسانه‌ها" است. جنب‌وجوشی که اين‌روزها در رسانه‌ها شاهديم، خود گويای همه‌چيز است...

فرصت‌طلبانی که رشد مغزشان در همان مرحله‌ی جنينی متوقف مانده، فکر می‌کنند با نفوذ به بعضی از رسانه‌ها (مثل CBC و TVO) و ناسزاگفتن به آمریکا، گرهی از گره‌های کار آن ملّت باز می‌کنند. اين افراد یا واقعاً آن‌چه توصيف شد هستند، يا سرشان در جايی بند است که خبر نداريم! کاری که اين افراد می‌کنند، دقيقاً صدور جواز حمله‌ی نظامی آمریکا به ميهن‌مان است. چيزی که آمریکا اين روزها شديداً به آن نياز دارد اين است که ثابت کند دارد تهدید می‌شود.

طرف -بر حسب شغل ژورناليستی که دارد- آمده گوشه‌ای از "زير پوست شهر" و واقعيت‌های موجود جامعه‌ی ایران را نمايش داده، به جای اين‌که به‌ خاطر اين روشنگری از او قدردانی کنند، مثل مور و ملخ ريخته‌اند سرش به اين بهانه که "تو داری گزک می‌دهی دست دستگاه نظامی آمريکا"! اين‌ها درست همان کسانی هستند که از طريق "امدادهای بورسيه‌ای" پرتاب شده‌اند به دانشگاه‌های غرب (به‌خصوص کانادا) و از همان روز اوّل، چمدان‌شان را باز نکرده، گشته‌اند دنبال "منبر" و شروع کرده‌اند به تبليغات برای جمهوری اسلامی، مخصوصاً پروژه‌ی اتمی آن. چون با برنامه آمده‌اند، با همان امکانات دانشگاه‌های از-همه‌جا-بی‌خبر کانادا، با ايجاد شبکه، بلافاصله برای خودشان تريبون درست کرده‌اند و بعد وارد رسانه‌های غربی شده‌اند. نتيجه اين‌که تا به حال اکثر برنامه‌هايی که در تلويزيون‌های دولتی کانادا در باره‌ی ایران تولید و پخش شده، کار همين دار و دسته بوده است و درست در راستای اهداف‌شان. کسی هم که ساز مخالف بزند -يا حتا باب ميل‌شان نزند- بی‌معطلی سرکوب و مرعوب و بايکوت می‌شود.
اين افراد با منحرف‌کردن ذهن‌‌ها به ناکجاآباد، در واقع تمام تلاش‌شان اين است که کسی اصل قضيه را نبيند. موضوع اين است که بهانه‌ی آمریکا برای تجاوز نظامی به ايران نه نقض حقوق بشر در آن کشور، که در اصل "توليد سلاح هسته‌ای" و تهدیدی است که از طريق آن متوجه آمريکا و جهان غرب است. واقعاً فهم اين مسئله اين‌قدر سخت است برای عدّه‌ای، يا منافع‌‌شان اجازه نمی‌دهد چشم به واقعيت باز کنند؟

تاریخ را که برگ بزنی، به‌روشنی جای پای ندانم‌کاران خودی را می‌بينی. به واقع تاریخ ايران مصداق کاملی‌ است از اين نغزگويی: "از ماست که بر ماست". هميشه دست کاسه‌ليس‌های داخلی، پای اجنبی را به داخل باز کرده است. از تازیدن تازيان به ایران ساسانی و نقش قبلی سلمان فارسی در تئوريزه‌کردن اسلام و خوش‌آمدگويان داخلی بگیريد، تا ندانم‌کاری محمّد خوارزم‌شاه در برخورد با فرستاده‌گان مغول و برانگيخته‌شدن آنان، و نوکری درباريان و شعرا برای ترکان مهاجم تا قضيه‌ی سقوط اصفهان در دوران شاه سلطان حسين صفوی که سخت عبرت‌آموز است، یا فتواهای آخوندی که منجر به پاره‌پاره‌شدن خاک ميهن‌مان در دوران قاجار شد، یا تهديدهای تلويزيونی آيت‌الله خمينی در اوان انقلاب که صدام را هدف خود داشت و بعدش "دفاع مقدّس"... همه و همه با همياری خودی‌ها ممکن گشت.

نتيجه‌ی سخن: آمريکا که بيايد، "نه از تاک نشان می‌ماند، نه از تاک‌نشان"! در اين موقعيت و لحظات، بايد تمام کسانی که دل در گرو ایران دارند، با هر مرام و عقيده‌ی سياسی، در کنار هم راهی بيانديشند که جلوی تجاوز نظامی آمريکا را بگیرد. فردا شايد خيلی دير باشد...

  • اين را هم ببينيد: Stop Iran War
  • ۶ نظر:

    ناشناس گفت...

    به آن همولایتی های کاناداییتان این رفقای لندن نشین را هم باید اضاف کرد

    مَتَتی گفت...

    پاسخی برای مطلب قبلی شما:
    http://mattati.blogspot.com/2007/02/blog-post_24.html

    حميـرا گفت...

    سلام مجید عزیز
    خسته نباشی
    چه بگویم روزگار غریبی است و ذهنیت بسیاری از ما آدمها غریبتر از آن. آمریکا فکر شومی در سر دارد از چیزی که ما خبر نداریم روز حمله است.
    پایدار باشی

    zita گفت...

    سلام.در بيرون از ايران شايد همه ما،از اين واقعه در حال شگل گيری بشدت نگرانيم،ولی از بس در ايران گفته و شنيده اند که ايران عراق نيست،مردم هم انرا باور دارند،آرزو ميکنم که در اين مورد حق داشته باشند و ما در اشتباه باشيم

    Nazkhatoon گفت...

    مجيد جان حکايت دل ما گفتی...

    آذين گفت...

    ممنون، ممنون آقاي زهري عزيز...