پنجشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۸۵

کمی در باره‌ی "زيبايی"

داشتم به موضوع "زيبايی" فکر می‌کردم و اين‌که چقدر تابع "قراردادهای اجتماعی" است. تعريف "زيبايی" را می‌شود در ادبيات ملل و فيلم‌ها جست. فيلم‌های هاليوودی دهه‌ی سی و چهل به ما نشان می‌دهند که زن زيبا زنی‌ست سفيد، با موهای کمی مجعد و بلوند، ظريف و زنانه. شايد از دهه‌‌‌ی هفتاد به بعد بود که کم‌کم پای رنگين‌پوستان نيز به عنوان "سمبل زيبايی" به فيلم‌ها باز شد.
در فرهنگ کلاسيک شرقی -که البته يک‌دست نيست- سليقه‌ها و ذائقه‌های متفاوتی برای زيبایی وجود دارد. مثلاً در ادبيات کلاسيک فارسی زنی زيباست که يک‌پرده گوشت داشته باشد. البته بايد حتماً سپيد‌روی باشد. در مقاطع مختلف گونه‌هایی هم آمده‌اند و رفته‌اند. مثلاً اشاراتی که به "زن تنگ‌چشم" يا چشم‌بادامی می‌شود، ممکن است پس از استيلای مغول و ترک‌نژادان و تاثیر آن‌ها بر فرهنگ ما باشد.
در فرهنگ کلاسیک ژاپنی، بودا هميشه مردی فربه با شکمی برآمده تصوير شده است. شکم بزرگ مظهر "بزرگ‌دلی" (شهامت) و تدبير است. در فرهنگ هخامنشی و اسلامی، در هر دو، ريش نشانه‌ی مردانگی‌‌ست.

اين فهرست را می‌شود همين‌طور ادامه داد، امّا اجازه بدهيد برگرديم به دنيای امروز:
تصور کنيد یک ميليارد و اندی چينی، زنی را بر پرده‌ی سينما می‌بينند که حتا یک "دانه" از آن در میان‌شان وجود ندارد: زنی سفيد و بلوند. البته آن‌ها به دليل توريسم، رسانه و غيره اطلاع کافی از این‌ گونه انسان دارند، امّا اين را هم می‌دانند که خودشان چنين نيستند و نمی‌توانند باشند. اين سمبل زيبايی است که سينما القا می‌کند... و به همين شکل، عنصر "حقارت" به بدنه‌ی يک نژاد تزريق می‌شود. همين می‌شود که در تصاوير تبليغاتی سينما در چين -و نيز ژاپن-، آن‌هایی که فيلم‌های داخلی نمايش می‌دهند، چشم زن‌ها را گردتر و گشادتر از حد واقعی می‌کشند! و لابد خبر داريد که پرتعدادترین نوع جراحی زيبايی در ژاپن، گشادکردن جداره‌ی چشم‌هاست؟
نکته‌ای که نباید از قلم بيافتد اين است که تعريف عنصر زيبايی از زمانی‌ که مديا همگانی شد تا همين چندی پيش، صرفاً شامل درصد بسيار ناچيزی از نژاد بشر می‌شده است. در اين بين، کم‌ترین جايی به سياهان داده نشده است.
رسانه برای ما طرح و مشخصه‌(ها)ی زيبایی به ارمغان می‌آورد. رسانه به ما می‌آموزد که زيبايی چيست. رسانه ذائقه‌ی ما را عوض می‌کند. زيبايی در جهان امروز، در حد قابل توجهی، يک مد است و شاخصه‌های پايا و مشخصی ندارد.
زندگی در مهاجرت نيز همين تأثير را دارد. من در خارج از کشور بود که برای اوّلين بار يک سياهپوست را از نزديک ديدم. تا قبل از آن زرد‌پوست و سرخ‌پوست هم نديده بودم. در شهر تورنتو -که موطن هفتادودو ملت است، به طور طبيعی، نگاه زيبایی‌شناسی انسان عوض می‌شود؛ متوجه می‌شود "زيبايی" منحصر به قالب‌های از قبل آماده‌ی سنتی-فرهنگی نيست؛ اشکال ديگری از انسان نيز می‌تواند زيبا باشد.
...

۱ نظر:

مخمل بانو گفت...

بحث جالبی بود ...تغییر تعریف زیبایی در زمان و مکانهای مختلف...و به قولتان دامنه تعریف ما از زیبایی در این سرزمین هفتاد و دو ملل بسی بیشتر شده ...چندی پیش گمانم در مونتریال بود .پوسترهایی دیدم با خانمهایی که هیکلشان معمولی و گاهی حتی فربه بود...هدف این بود که تشویق کند هر چه هستیم از خود خجالت نکشیم.به نظرم دنیای کنونی با این تبلیغات مدیایی و خصوصا هالیوودی چنین مطلبی رو میطلبد...چون شدیدا روی اعتماد به نفس ها تاثیر گذاشته ...سبز باشید