پنجشنبه، بهمن ۱۹، ۱۳۸۵

احداث يک مسجد جديد در تورنتو!

اين‌جور که باخبر شده‌ام، همين روزها قرار است در بخش شمالی تورنتوی بزرگ (GTA) به نام "نيومارکت" (Newmarket) منار مسجدی ديگر سبز شود. خب مبارک است انشاالله! صدوهفتادتا مسجد کم بود، بشود صدوهفتادویکی. اصلاً بشود دويست‌تا، نه سيصدتا، يا بيش‌تر... برسد به جايی که هر کانادايی يک مسجد داشته باشد؛ ما که بخيل نيستيم!
ظاهراً بانی اين امر خير همان کسی است که با صرف پول سنگين و ارتباطات فراوان داشت "قانون شريعت" را به قانون اساسی کانادا زورچپان می‌کرد که اگر تصويب می‌شد -که نشد... يعنی آدم‌های فضول نگذاشتند که بشود- پيش و بيش از همه، خود جامعه‌ی مسلمانان و مسلمانان‌زاده‌گان نگون‌بخت دردش را می‌کشيدند.
در خود محل صداهايی بلند شده که نگذارند مسجد درست شود. ظاهراً مردم بی‌دين آن‌جا به صدای اذان بدجوری آلرژی دارند! آن‌طور که شخص بيکاری که از آن‌ حوالی می‌گذشته گزارش داده، حضرت متولی مسجد خطاب به کافران مسيحی فرموده که "مسجد را که درست کردم ببينيد کليساهای شما شلوغ‌تر می‌شود يا مسجد من"... که انصافاً بايد در اين مورد خاص، حق را به ايشان داد. با حضور مسلمان‌های غيور سفره‌ی-ابوالفضل-انداز (به تصحیح و توصيه‌ی قهرمان وزنه‌برداری ميهن اسلامی‌مان "ابالفضل"!) در کافرستان تورنتو -که هر روز نيز بر قدوم مبارک‌شان افزوده می‌شود- کليسا سگ کی باشد که با مسجد رقابت کند؟ طرف می‌آيد تورنتو اسم خودش را می‌گذارد "پناهنده‌ی سياسی"، يعنی کسی که از نظام اسلامی تارانده شده... به محضی که پايش به اين‌جا می‌رسد، دنبال اوّلين چيزی که می‌گردد مسجد است؛ سراغ اولين چيزی را که می‌گيرد قيمه‌ی نذری و آش رشته‌ی افطاری است! اسم شله‌زرد را که می‌شنود، نوستالژی‌اش عود می‌کند! يک مشت آدم علاف که با بورسيه و ديگر امداد‌های غيبی و مرئی پرتاب شده‌اند به دانشگاه‌های اين‌جا، يا به اسم روزنامه‌نگار (لابد از نوع دوّم خردادی‌اش!) يا حتا پناهنده‌ی سياسی، اتوبوس اجاره می‌کنند این‌همه راه می‌روند به اتاوا که در وظيفه‌ی شرعی-انقلابی انتخابات رياست جمهوری کشوری شرکت کنند که خودشان در واقع شهروند آن‌جا نيستند!
خلاصه بايستی نشست و ديد که دست آخر کدام سمت مغلوبه می‌شود...

پی‌نوشت:
من کاری به اعتقادات و ادای فرايض دينی مردم ندارم. هر کس آزاد به انتخاب است. امّا جلوی ايجاد شبکه‌هایی که به هدف دشمنی با تمدّن و فضای باز جوامع غربی ايجاد می‌شوند را بايد گرفت. انسان به عنوان شهروند یک جامعه‌، بايد در قبالش احساس مسئوليت کند. بايد در مقابل دستگاه‌های نشر خرافات و واپسماندگی ايستاد و دکان‌شان را از راه روشنگری و قانون تخته کرد. جلوی مرام تجاوزگر را بايد گرفت. مثالی بزنم: خيابان بترز، پايين‌تر از سيکستينت که محله‌ی یهودی‌هاست، جايی که فقط مراکز فرهنگی و دینی یهودی است و مردمش هم اکثراً يهودی‌اند، حتا کوچه‌ها و خيابان‌هايش اغلب نام يهودی دارد، درست نوک دماغ‌شان یک مرکز اسلامی برپا کرده‌اند! معنی اين کار چه چيز جز بی‌احترامی به ديگر اديان و ایجاد مزاحمت برای آن‌ها تواند بود؟ آیا دين‌های ديگر نيز با يک‌ديگر اين‌طور برخورد می‌کنند؟ به‌راستی اين خوی تجاوزگری از کجا سرچشمه می‌گیرد؟

۴ نظر:

ملا حسنی گفت...

مجيد جان
اگر حالش را داری يک مقاله​ای بنويس در مورد مساجد تورنتو. لااقل مساجد فارسی زبانها در تورنتو. هرکدام از کجا تغذيه ميشوند و پاتوق چه طيف افراد هستند. اطلاعات من کافی نيست و الا خودم مينوشتم. من درمقايسه با شما تازه وارد هستم و خط و خطوط اينجا هنوز دستم نيست. ولی در مورد مسجد امام علی خوب ميدانم چه دکان دو نبشی است. صددر صد بازار مکاره است. هرکس ميخواهد جمهوری اسلامی را در اشل کوچکش ببيند بهتر است برود و يک سری به اين مسجد بزند. اوضاع خنده​داری است که شرحش وقت و حوصله مخصوصی ميطلبد.

کتایون گفت...

مجید مهربان،

درود بر تو که به این مضوع اشاره کرده ای. این آقایان با تعبیه خودشان در این جامعه "غربی " و "نجس" سعی در دست گرفتن قدرت دارند. اینهم از امدادهای غیبی اخوان المسلمین است که این روزها همین جور در حال رخ دادن هستند
.
باید بیدار بود و هر کاری را که میتوان کرد .
کسی سر دشمنی با کیش کسی را ندارد، اما، بعنوان شهروندان کانادائی از این حق برخورداریم تا به دولت فدرال، لااقل نامه بدهیم و بپرسیم : که اگر "پناهنده ایرانی" برای حفظ جانش از کشورش گریخته و دست بدامان یک دولت مهرورزی شده و سپس مثل یک خر کار کرده و درس خوانده و مالیات داده حق دارد نگران رشد قارچ گونه اسلامیون باشد یا خیر؟.


کامران باشی

ناشناس گفت...

آقای زُهَری سلام .... قلب ِ مطلب حرفهای بسیاری برای گفتن دارد که نظر دادن در باره اش به من ِ بی سواد نیامده است .. ولی الان که ساعت 2:30 نیمه شب است یک دل ِ سیر خندیدم ... هم به این دین و دین داریو دین داران و هم از قلم ِ بسیار زیبای شما .... خواب از سرمان پرید ! واقعا 120 مسجد داریم ؟
چه شود !
رضا میرفخرایی

مجيد زهری گفت...

البته کار وقت‌گيری‌ست، امّا روی پيشنهاد شما فکر می‌کنم ملای عزیز.

کتی جان کاملاً حق داری. اين تحرک مثبتی که در تو می‌بینم و بيداری وجدانت برايم ستودنی‌ست و هميشه الهام‌بخش بوده.

ممنونم رضا جان.
دوستان ضمناً رضای جوان ترانه‌‌سرای خیلی خوبی است. کارهایش را بخوانيد. آدرس سايتش هم اين است:
رضا ميرفخرايی